
افزایش 57.4 درصدی حقوق و دستمزد کارگران کفاف هزینه خانوار را نمیدهد
به گزارش پایگاه خبری بورس پرس ، علیرضا کلاهی اعلام کرد: افزایش ۵۷.۴ درصدی حداقل حقوق و دستمزد کارگران در سالجاری برخلاف روال مرسوم گذشته پیش از پایان سال نهایی و ابلاغ شد، مورد نقد جدی فعالان کسبوکار قرار گرفته اما در واقعیت حتی این میزان افزایش هم نمیتواند در شرایط تورمی کنونی، کفاف هزینههای خانوار را بدهد.
بر اساس این گزارش، باید پذیرفت کارکنان یک مجموعه اقتصادی در شرایطی دغدغه معیشت و گذران امور روزمره را دارند، نمیتوانند با بهرهوری قابل قبولی فعالیت کنند و این امر در نهایت بر بازده بنگاه اقتصادی، سازمان و شرکت آنها تاثیر مستقیم دارد. البته بسیاری از بنگاههای متوسط و بزرگ اقتصادی تلاش میکنند از مسیر بیمه تکمیلی، تامین بخشی از کالاهای اساسی در قالب سبد کالا یا کارت تخفیف خرید و همچنین پیشبینی پاداش عملکرد تا حدی از بار سنگین فشارهای معیشتی بکاهند. با این حال این روال در همه شرکتها وجود ندارد و همین مساله در کلان، کارکنان بنگاههای اقتصادی را بهویژه در بخش خصوصی گاه با مشکلات پرشماری مواجه کرده است.
از سوی دیگر، افزایش مبلغ حقوق و دستمزد، هشدار جدی برای تحمیل فشارهای غیرقابل پیشبینی به فعالان بخش خصوصی است و پیش از این هم ظرف یکدهه اخیر با مشکلات و مصائب گستردهای در فضای کسبوکار مواجه بودند. در حقیقت، بنگاههای اقتصادی در سال جاری با وجود این مصوبه، گرفتار یک معامله دوسر باخت شدند.
از یک طرف اگر حقوق کارکنان را مطابق قانون افزایش ندهند، علاوه بر مشکلات حقوقی احتمالی، باید کاهش بهرهوری یا ریزش نیروی انسانی آموزشدیده و متخصص را بپذیرند و از سوی دیگر اعمال ضریب رشد حقوق و دستمزد، علاوه بر افزایش چشمگیر قیمت تمامشده محصولات و خدمات و کاهش سطح رقابتپذیری بهویژه در بازارهای خارجی، سطح تابآوری بنگاه را در مقابل سایر چالشهای فضای کسبوکار از جمله تورم، تحریم، کمبود نقدینگی و رکود بهشدت کاهش میدهد.
واقعیت این است در اقتصاد ایران به جای رفع عمیق و کلیدی مشکلات موجود، عمدتا راهبردهای مشخص و مدونی هم دارند به راهکارهای کوتاهمدت، بخشینگر و مقطعی خو گرفته شد. با بررسی ساده میتوان متوجه شد مساله معیشت مردم عمدتا به مشکلات ساختاری و ضعف بهرهوری و رقابتپذیری در بطن اقتصاد برمیگردد و قاعدتا پیامدهای گسترده این عوامل، بسیار عمیقتر از آن است تا با افزایش ضریب حقوق و دستمزد قابل حل باشد.
در حوزه بهرهوری، مشکلات عمیق و حلنشدهای هست و در نهایت بر برآیند تولید ناخالص داخلی و ارزشافزوده اقتصاد و صنعت تاثیر غیرقابل انکاری دارند. بهویژه آنکه در حال حاضر براساس قانون کار، کارفرما حتی در صورت وقوع خطا، بیدقتی و اهمال فاحش هم نمیتواند بدون هزینههای قانونی و حقوقی، با فرد خطاکار برخورد جدی داشته باشد. به همین دلیل است فرهنگ کاری اساسا دچار نقصانهای بسیاری بوده و در نهایت به افت بهرهوری و کاهش سطح رقابتپذیری بنگاههای اقتصادی منجر میشود.
به طور خلاصه باید گفت حل مساله معیشت یکی از مهمترین تکالیف دولتها در همه کشورها محسوب میشود. صرفا با افزایش حتی چندبرابری حقوق و دستمزد هم امکانپذیر نیست. عبور از شرایط دشوار کنونی مستلزم چارهاندیشی برای نواقص ساختاری اقتصاد و رفع موانع پیشروی بنگاههای اقتصادی برای تولید رقابتپذیر و با ارزش افزوده بالا است. باید انگارههای اقتصاد را با رویکرد افزایش بهرهوری تغییر داده و به جای تمرکز بر تعیین دستوری حقوق و دستمزد، استانداردهای رفاه و رضایتمندی را در قالب اقتصاد کلان بهبود ببخشید.
در این شرایط، افزایش حقوق و دستمزد در ساختاری که قانون اجازه برخورد با کمکاری، کارایی پایین و عملکرد ضعیف کارکنان را به کارفرما نمیدهد به افت مضاعف بهرهوری منجر شده و بنگاههای اقتصادی را با مشکلات دوچندان مواجه کند. همین رویکردها در میانمدت، توان تولیدی و صنعتی را چنان تضعیف کرده و امروز از بسیاری جهات حتی امکان رقابت با رقبای منطقهای هم وجود ندارد.
گذاشتن بار سنگین ناشی از نابسامانی اقتصاد بر دوش فعالان بخش خصوصی از طریق افزایش حقوق و دستمزد در مدت کوتاهی میتواند تاثیرات منفی را در تضعیف توان بخش خصوصی و ناگزیر شدن آنها به کاهش نیروی انسانی شاغل، افزایش سطح بیکاری و عوارض اجتماعی ناشی از آن، نشان دهد. بنابراین ضروری است دولت در کنار افزایش حقوق و دستمزد بهعنوان یک راهکار مقعطی برای اصلاح ساختار اقتصاد هم چارهاندیشی کند.
تلگرام اصلی بورس پرس : t.me/boursepressir
انتهای پیام








