1. دیگر رسانه ها
دوشنبه, ۰۷ خرداد ۱۳۹۷ ۱۶:۰۹
زمان مطالعه: 8 دقیقه
کد خبر: 80818
زندگی لاکچری در زندان با تخت و سیم کارت 5 و 20 میلیونی و بند اعیانی مواد مخدر !
گزارش خواندنی یک روزنامه از:

زندگی لاکچری در زندان با تخت و سیم کارت 5 و 20 میلیونی و بند اعیانی مواد مخدر !

یک روزنامه ، گزارش خواندنی از زندگی لاکچری در زندان با تخت و سیم کارت 5 و 20 میلیون تومانی و بند اعیانی مواد مخدر منتشر کرد !!!

به گزارش پایگاه خبری بورس پرس به نقل از روزنامه جام جم، زندانیانِ سه زندان با فاصله‌های چند ده کیلومتری از هم اطلاعاتی دادند که سرجمع نام آن را سبک زندگی زندان، یک جور طبقه‌بندی خاص میان همه سبک‌های زندگی،‌ یک سبک تجملی و لاکچری که عقل مات می‌ماند از آن می‌توان گذاشت.

بهزاد در اتاقی ۵۲ نفره‌ ، شهردار است و برای هفته‌ای ۸۰ هزار تومان جارو می‌کند، سفره پهن و جمع می‌کند، ظرف و لباس می‌شوید. بعضی شهردارها اما اختصاصی‌اند و مخصوص به برخی زندانیان خدمات می‌دهند.

رحمان می‌گوید در بند دو، مردی که پمپ‌بنزین‌دار است یک گماشته خصوصی دارد که مثل یک لَـله همه کار برای وی می‌کند، هفته‌ای۲۰۰ هزار تومان هم می‌گیرد و سه وعده غذای روز را مهمان این فرد است.

محمود هم نمی‌داند آن سیاهپوست‌های درشت‌هیکلی که رخت‌چرک‌های زندانیان را می‌شویند چه کسی و اهل کجا هستند ولی خوب می‌داند سه طلافروش که کار انها جعل سکه و دلار بوده و یک رئیس بانک متخلف،‌ دو خدمتکار دارند که حتی برای انها آشپزی می‌کنند. روزنامه‌های روز دست این 4 نفر می‌رسد، مجله‌های باطله اما سهم بقیه زندانیان می‌شود.

زندان‌ها تنگ است، یعنی جمعیت در آنها لول می‌زند. رئیس سازمان زندان‌ها می گوید سرانه فیزیکی هر زندانی باید ۱۳ متر باشد اما حالا 5 متر کمتر است. داستان کف‌خوابی از همین جا شروع می‌شود که وی هیچ‌گاه منکر این نیز نبوده است. ماجرای کف خوابی و تخت خوابی در زندان‌ها روایتی شنیدنی دارد که زندانیانی که اطلاعات دادند با آب و تاب تعریف می‌کنند.

این گونه است که تخت‌ها فروشی می شود. تخت اجاره‌ای هم هست. هرزندانی دو سال بعد از ورود به زندان صاحب تخت می‌شود یعنی نوبت تخت‌خوابی‌ بعد از دوسال و حتی بیشتر می‌رسد، ولی در زندان‌ها هستند کسانی که از راه نرسیده،‌ هنوز عرق خشک نکرده و رحل اقامت نیفکنده، صاحب تخت می‌شوند معمولا نیز تخت‌های طبقه پایین نه طبقه دو و سه.

بهزاد می‌گوید در سالن ۵، مرد کارخانه‌داری هست که تخت را 5 میلیون تومان خرید، فروشنده یک زندانی دست به دهان بود که این پول را زخم زد. زندانیانی که فعلا پول قلنبه نمی‌خواهند و دنبال درآمد مستمرند، تخت را اجاره می‌دهند. یک نفر در بند تخت طبقه سوم را هفته‌ای ۵۰۰ هزار تومان اجاره داده و کسی دیگر۳۵۰ هزار تومان بابت روزی سه ساعت کرایه می‌گیرد.

داستان کسانی که این تخت‌ها را اجاره می‌کنند یا می‌خرند همان حکایت لاکچری‌بازی در زندان‌هاست،‌ جماعتی که همانند روزگار آزادی‌ مثل ریگ پول خرج می‌کنند و نمایش قدرت می‌دهند، همان‌ها که اگر خدمتکار مخصوص نداشته باشند برای شست‌و‌شوی هر تکه لباس به زندانیان داوطلب دستمزد می‌دهند، ‌هرکیلو برنج هندی را به قیمت برنج ایرانی می‌خرند، میوه فصل می‌خورند، روزی سه بار غذا سفارش می‌دهند و هزینه تلفن‌ آنها در هفته بالای۱۵۰هزار تومان می‌رود .

بند اعیانی مواد مخدر

به تلفن همراه زنگ زده‌ام، به یک ۹۰۱،‌ به سیم کارتی که بیشتر زندانیان حسرت آن را می‌کشند ولی می گویند در زندان موادمخدر توی دست و بال خیلی‌ها هست. فرزاد خوش‌صحبت است حتی پرحرف، یک فروشنده کهنه‌کار کوکائین که می‌گوید این گوشی و سیمکارت۲۰ میلیون تومان آب خورده. مجرمان گردن‌کلفت موادمخدر دست و دلبازانه برای نمایش قدرت مالی‌ پول خرج می‌کنند.

تخت‌های طبقه اول برای آنهاست، به این تخت‌ها می‌گویند زاغه. اینها یک جفت دمپایی را می‌خرند ۴۰۰ هزار تومان،‌ دربعضی بندهای خاص حتی تا 1.5 میلیون. فرزاد روی درستی عددها اصرار دارد و می‌گوید حبس ابد خورده نیازی به دروغ ندارد. بهزاد هم از زندانی دیگر، صحه می‌گذارد بر این عددها و خبر می‌دهد در بند آنها یک صندل خوب ۲۵۰ هزار تومان است و یک بلوز معمولی صد هزار تومان. اینها چیزهایی است که برخی خانواده‌های زندانیان هنگام ملاقات می‌آورند ولی زندانی دل از آنها می‌کند و به قیمت گزاف می‌فروشد تا پولی جمع کند، این رسم زندان است.

فرزاد دوباره از گردن‌کلفت‌ها حرف می‌زند و از تیپ‌هایی که در زندان می‌زنند. اینها لباس مخصوص هواخوری دارند، صبح یک دست و عصر یک دست، غذای سفارشی می‌خورند و نان شیرمال و بربری داغ و شیرینی سر سفره‌ انها می‌آید اما شگرف‌تر اینکه عطر گران می‌خرند، بعضی‌ها را یک میلیون و بعضی‌های دیگر را تا دو میلیون تومان. فرزاد از تعجب ما تعجب می‌کند و می‌گوید کسی که حبس ‌ابد خورده و باید تا آخر عمر اینجا باشد چرا عطر نزند و خوب زندگی نکند؟

اما حکایت پول خرج کردن‌های زندانیانی که به قول فرزاد چراغ تریاک آنها همیشه روشن است شنیدنی است. در ندامتگاه زندانیان موادمخدر، آنهایی که اهل نشئگی‌اند این روزها برای یک گرم شیشه ۴۰۰ هزار تومان و برای یک گرم هروئین۷۰ هزارتومان پول می‌دهند.

این قیمت‌ها تقریبا 5 تا 6 برابر قیمت‌های شوش و مولوی و پاتوق‌های بدنام تهران است. ولی زندانیانی که ثروت‌های آنچنانی دارند از این قیمت‌ها باک ندارند، به گفته فرزاد با خرج مواد هرماه تا ۱۵ میلیون تومان هزینه می‌کنند. در کنار این لاکچری‌بازها اما جماعتی از زندانیان که تعداد آنها کم هم نیست،‌ گِرد می‌خوابند،‌ کم می‌خورند و بد می‌پوشند چون آه در بساط ندارند و نمی‌خواهند بار مخارج انها روی دوش خانواده بیفتد مثل بهزاد که یک خدنگ است یا مثل رحمان که جوراب و شال می‌بافد و با هسته‌های خرما تسبیح می‌سازد و می‌فروشد.

تائید نظام طبقاتی

محمدکاظمی عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس با تایید تعبیر نظام طبقاتی برای این نمایش گفت: این ظاهرا طبیعی شده که عده‌ای لوکس زندگی کنند و عده‌ای آه در بساط نداشته باشند.در زندان‌ها اینچنین است و بازتابی است از آنچه در جامعه رخ می‌دهد.اما می‌شود با نظارت‌های دقیق‌تر و بازرسی‌های بیشتر جلوی اختلافات طبقاتی در زندان‌ها را گرفت، حتی باید ورود پول به زندان‌ها را محدود کرد.

اما این فقط یک روی ماجراست چرا که اگر عده‌ای در زندان‌ها با پول حکومت می‌کنند و عده‌ای از روی تنگدستی به هرچیزی در زندان تن می‌دهند، از یک سو به فرهنگ نانوشته زندان و ارج و قرب پولدارها در ندامتگاه‌ها برمی‌گردد و از سوی دیگر به وضعیت مالی وخیم زندان‌ها.

سازمان زندان‌ها سال به سال فقیرتر می‌شود، حتی بودجه ۹۷ آن نسبت به سال قبل ۱۳ درصد کمتر شده و به قول رئیس آن به بیمارستان‌ها و شرکت‌های آب و برق و گاز حسابی بدهکارند و مجبورند تغذیه زندانیان را در سه وعده روزانه با ۵۴۰۰ تومان جمع و جور ‌ کنند.همین است که آدم‌های پولدار و دست به جیب در زندان‌ها برو بیا دارند چون می‌توانند هم چاله چوله‌ های زندان را پر کنند،‌ هم به خود و دیگران برسند. بهزاد می‌گوید فلان زندانی هر از گاهی همه بچه‌های بند را به چلوکباب مهمان می‌کند.

انتهای پیام

 

 

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید