
3 اقدام شرکتها در عدم پرداخت به موقع سود مجمع و نقش 4 گروه اصلی
به گزارش پایگاه خبری بورس پرس، علیرضا تاجبر با ارایه مطلبی کاربردی در مورد پرداخت سود مصوب مجامع شرکت ها ،ضمن معرفی اقدام هایی که شرکت ها برای عدم پرداخت به موقع سود می کنند ، مفاد قانونی این موضوع را اعلام و نقش 4 گروه سرمایه گذاران، ناشران، سازمان بورس و حسابرسان و مشاوران سرمایه گذاری را تشریح و راهکارهایی ارایه کرد.
سه اقدام شرکت ها برای عدم پرداخت به موقع سود و تبعات
با پایان فصل مجامع در تیرماه سهامداران با چالش زمان و نحوه پرداخت سود مصوب مواجه بوده و این دغدغه در سالهای اخیر پررنگتر شده است. متاسفانه برخی از شرکتهای بورسی در مجامع خود به تقسیم درصد بالایی از سود خود پرداخته و سهامدارانی که با رضایت جلسه مجمع را ترک می کنند تا ماهها با عدم پرداخت مطالبات خود دست به گریبانند. برخی از شرکتها راه دیگری را در پیش گرفته و در هر سال به تقسیم سود بالا و افزایش سرمایه از محل وجوه تقسیمی میپردازند که این اقدام حداقل طی چند سال گذشته، بازدهی مناسبی را برای سهامداران فراهم نیاورده است.
علت این معضل را میباید در سطح پایین کیفیت سود و عدم توجه سهامداران به صورتها و وضعیت مالی شرکت، جستجو کرد. عمدتاً کیفیت پایین سود و حجم بالای مطالبات منجر به نبود نقدینگی در شرکت شده و مدیران شرکتی که توان مقابله با اصرار سهامداران در مجمع در خصوص تقسیم سود بالا را ندارند، با سه راهکار مواجه هستند:
1- عدم پرداخت سود در مهلت مقرر
2- افزایش سرمایه از محل مطالبات
3- دریافت وام جهت پرداخت مطالبات سهامداران
درانتخاب اول مدیران تنها به اعتبار شرکت خدشه وارد نکرده بلکه کل بازار سرمایه را با تهدید بیاعتمادی سهامداران مواجه می کنند. بازار سرمایه محلی است برای سرمایهگذاری بلندمدت و بر همین اساس سهامداران به داشتن دید بلندمدت توصیه میشوند که شرکت در مجمع و دریافت سود تقسیمی جزوی از این استراتژی است. هرگونه عدم ایفای تعهد ناشر در بازار سرمایه منجر به سلب اعتماد سهامدار شده و تاخیر در پرداخت سود نیز از این قاعده مستثنی نیست.
در دو سال گذشته در برخی از نمادها شاهد کاهش قیمت سهم پیش از مجمع سالیانه و بازگشایی با افت قیمت بیشتر از مقدار سود تقسیمی بودهایم که بخشی از این نوسان منفی را میتوان به بیاعتمادی سهامداران و عدم رغبت آنها به شرکت در مجمع، نسبت داد.
راهکار دوم اگر چه در تئوری روشی مناسب برای تامین مالی ارزان است، ولی در عمل روشی است برای پنهان کردن کیفیت پایین سود شرکت. پایین آمدن نرخ بازده حقوق صاحبان سهام پس از افزایش سرمایه در برخی از نمادها، معلول این اقدام بوده و این امر نیز در بلند مدت به کاهش اعتماد سرمایهگذاران ختم خواهد شد.
راهکار سوم کاملاً مغایر با اصول علم مدیریت مالی بوده و در بلند مدت و میان مدت با تحمیل هزینههای مالی، منجر به کاهش نسبتهای بازدهی شرکت خواهد شد و بیش از همه سهامداران میباید مراقب باشند که شرکت دچار این ورطه نشود.
حل معضل مذکور وابسته به اقدام هر سه طرف سرمایهگذار، ناشر و سازمان بورس بوده و البته سایر بازیگران بازار سرمایه از جمله حسابرسان و مشاوران سرمایهگذاری نیز میتوانند نقش موثری را در این خصوص ایفا نمایند.
قوانین چه می گویند؟
قبل از اشاره به تکالیف هر یک از طرفین مذکور بهتر است مروری به قوانین و مقررات مربوط به تعهد ناشر در خصوص پرداخت سود شود.
طبق ماده 240 قانون تجارت، پرداخت سود به صاحبان سهام میباید حداکثر ظرف مدت 8 ماه پس از تصمیم مجمع انجام پذیرد، با این وجود قانونگذار ضمانت اجرای این ماده را به طور مشخص تعیین نکرده و شرکت در صورت عدم رعایت این قانون، حداکثر در حد یک بند بازرسی جریمه خواهد شد. دستورالعمل انضباطی ناشران پذیرفته شده در بورس نیز ناشر را مکلف کرده سود تقسیم شده مصوب مجمع عمومی را طبق برنامۀ اعلام شده و با رعایت مهلت قانونی، به سهامداران پرداخت کند.طبق این دستورالعمل، عدم رعایت این مورد منجر به اخطار کتبی به ناشر و مدیران ارشد آن با درج در پرونده و اعلام به عموم میشود.
همانطور که مشاهده میشود این دستورالعمل نیز تضمینی محکم برای اجرای تعهد ناشر فراهم نمیآورد. شاید بهترین تضمین پرداخت سود مصوب را ماده 15 "قانون توسعه ابزارها و نهادهای مالی جدید" فراهم آورده باشد. طبق این ماده:"در صورتی که اوراق بهادار پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار یا بـازار خـارج از بـورس و یـا اوراق بهادار مبتنی بر کالا که در بورس کالا پذیرفته میشود متضمن سود مصوب، سررسید شده یـا تضـمین شده باشد، باید به موقع و در چهارچوب مقررات توزیع و پرداخت شـود. در صورت خودداری ناشران و شکایت صاحبان اوراق بهادار یا سازمان، موضوع در هیات داوری قـانون بـازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران طرح و آراء صادره در این خصوص از طریق اجرای احکام دادگاهها قابل اجرا است."
بنابراین در بین قوانین و مقررات فوق، ماده 15 قانون توسعه ابزارها، ضمانت اجرایی بهتری را جهت پیگیری مطالبات سهامداران فراهم آورده است.
نقش سرمایهگذاران در پرداخت سود
سرمایهگذاری در بورس به مثابه یک علم و تخصص، نیازمند تسلط فرد سرمایهگذار به صورتهای مالی است و از سهامداران انتظار میرود پیش از سرمایهگذاری به بررسی و تحلیل صورتهای مالی بپردازند. در سادهترین حالت، سرفصل وجوه نقد در کنار مطالبات کوتاهمدت، بیانگر توان شرکت در پرداخت سود بوده و سرمایهگذاری که با هدف دریافت سود تقسیمی به سرمایهگذاری میپردازد، باید در خصوص شرکتهایی که با کمبود نقدینگی مواجهند، تامل بیشتری کند.
سرمایهگذاران باید توجه داشته باشند که همیشه پایین بودن نسبت قیمت به درآمد(p/e) نشانگر یک فرصت سرمایهگذاری جذاب نیست و چه بسا علت پایین بودن این نسبت، کیفیت پایین سود یا کمبود نقدینگی شرکت باشد. البته باید توجه داشت که فقدان نقدینگی در صورتهای مالی را نباید همواره به عنوان یک متغیر منفی ارزیابی کرد.
فقدان نقدینگی در شرکتهایی که در مرحله رشد قرار دارند و یا به سرمایهگذاری وجوه خود در پروژههای پر بازده میپردازند، امری رایج است و اتفاقاً این مورد به افزایش نسبت قیمت به درآمد شرکت خواهد انجامید. هنگام تصمیمگیری در مجامع، سهامداران باید منفعت شرکت در بلندمدت را اولی بر سایر موارد دانسته و این اولویت را قربانی منافع کوتاه مدت خود نکنند. اجبار کردن هیات مدیره به تقسیم درصد بالایی از سود شرکت، منجر به خروج نقدینگی و تحمیل هزینههای مرتبط شده و در بلندمدت میتواند تبعات بسیاری را برای شرکت و سهامداران در پی داشته باشد.
و اما بعد از مجمع در صورتیکه شرکتی به تعهدات خود در خصوص پرداخت سود عمل نکند، سهامداران میتوانند طبق دستورالعمل کمیته سازش کانون کارگزاران بورس و اوراق بهادار مصوب هیأت مدیره سازمان بورس و اوراق بهادار، با مراجعه به این کمیته شکایت خود را در این مرجع قانونی مطرح کرده که طبق دستورالعمل مذکور در صورت عدم سازش در این کمیته، شکایت به هیات داوری ارجاع خواهد شد. هیات داوری میتواند طبق ماده 15 قانون توسعه ابزارها، اقدام به صدور رای کند .
راهکاری برای بهبود گزارش هیات مدیره ناشران
متاسفانه در مجامع سالیانه بهطور شایسته به گزارش هیات مدیره توجه نشده و مدیران اغلب به توضیح شفاهی برنامهها و مشکلات شرکت اکتفا میکنند. گزارش هیات مدیره را میتوان به عنوان بهترین مجرای ارتباط مدیران شرکت و سهامداران در نظر گرفت که از طریق آن مدیران قادرند به تشریح وضعیت فعلی و برنامههای آتی خود بپردازند.
مدیران باید در این گزارش به کالبد شکافی سود و نقدینگی شرکت پرداخته و نیاز به نقدینگی شرکت را توجیه کنند. مدیران شرکت نباید از سرمایهگذاران و سهامداران غیرحرفهای انتظار بالایی داشته باشند و تحلیل صورتهای مالی را به ایشان واگذارند بلکه بهتر است در گزارش هیات مدیره صورتهای مالی تشریح شود و نقاط قوت و ضعف شرکت آشکار شود.
نیاز شرکت به نقدینگی و برنامههای آتی برای استفاده از وجوه نقد و عواقب تقسیم بالای سود و خروج نقدینگی و مهمتر از همه توان شرکت در پرداخت به موقع سود تقسیمی به بهترین شکل میتواند در گزارش هیات مدیره انعکاس یابد.
مورد دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، اقدام شرکتها در تعیین پاداش هیات مدیره بر اساس درصدی از سود تحقق یافته است.این اقدام متاسفانه در مواردی به سودسازی و کاهش کیفیت سود توسط مدیران ختم میشود و در چنین مواقعی مدیران پاداش خود را بهموقع دریافت داشته و این سهامداران هستند که در دریافت سود کاغذی با مشکل مواجه میشوند. بهتر است جهت تعیین پاداش هیات مدیره، متغیرهای دیگری مانند نرخ رشد میان مدت شرکت و یا نسبتهای بهرهوری مورد لحاظ قرار گیرد.
جایگاه مهم سازمان بورس در برگزاری مجامع
طبق دستورالعمل نحوه برگزاری مجامع عمومی ناشران، فردی به نمایندگی از سازمان بورس در مجامع شرکتها حضور داشته و به نظارت بر رعایت مقررات میپردازد. بهتر است نماینده سازمان علاوه بر وظایفی که طبق مقررات برعهده میگیرد پیش از مجمع به مطالعه دقیق صورتهای مالی شرکت پرداخته و در مجمع کیفیت سود، وضعیت نقدینگی و توان شرکت در پرداخت سود را به سهامداران گوشزد کند.
همچنین طبق دستورالعمل انضباطی ناشران پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران، رییس مجمع مکلف است حسب درخواست نماینده سازمان، خلاصه تذکرات نماینده سازمان را در صورتجلسه مجمع و مشروح تذکرات وی را در صورتخلاصه مذاکرات عینا درج کند، توصیه نماینده سازمان در خصوص تقسیم سود نیز میتواند در این صورتجلسه گنجانده شود. از طرف دیگر سازمان به عنوان اصلیترین حامی سرمایهگذاران در بازار سرمایه، میتواند شخصاً به طرح شکایت از شرکت در هیات داوری پرداخته و سهامدار را از طی فرآیند طولانی و دشوار شکایت از شرکت مصون دارد.
لزوم باز تعریف وظایف حسابرسان و مشاوران سرمایهگذاری
حسابرسان در کشورهای پیشرفته نقش مهم و حساسی دردنیای مالی و سرمایهگذاری ایفا کرده و مسئولیت سنگینی را بر عهده دارند. در کشور ما متاسفانه جایگاه حسابرسان و مسئولیت واقعی آنها فاصله زیادی با نقطه ایدهآل داشته و جا دارد برای شروع، وظایف حسابرسان معتمد سازمان بورس بازتعریف شود. بسیاری از نقائص و نارساییهای بازار سرمایه با ایفای نقش حقیقی حسابرسان قابل رفع بوده که از جمله آنها میتوان به سودسازی و عدم ایفای تعهدات ناشران اشاره کرد. حسابرسان میتوانند در گزارش خود کیفیت سود شرکت را زیر ذرهبین برده و عدم پرداخت سود تقسیمی در سنوات گذشته را تاکید کنند .
نکته آخر اینکه متاسفانه در میان کارشناسان و بازیگران بازار سرمایه کشور، صورت جریان وجوه نقد بسیار محجور مانده و اغلب سرمایهگذاران و کارشناسان در تحلیل خود به بررسی ترازنامه و صورت سود و زیان قناعت می کنند. واقعیت این است که پاسخ بسیاری از سوالات در خصوص کیفیت سود و توان شرکت در تقسیم سود، در صورت جریان وجوه نقد نهفته و با تحلیل این صورت در کنار سایر صورتهای مالی میتوان قدرت پرداخت تعهدات شرکت را سنجید. در اینجاست که شرکتهای مشاور سرمایهگذاری میتوانند نقش موثری را ایفا کنند و با بررسی این موارد پیش از برگزاری مجامع، توصیههای خود را در خصوص کیفیت و منشاء سود، میزان نقدینگی و توان شرکت در پرداخت سود تقسیمی را از مجرای سامانه تحلیل دادههای ناشران(تدان) و یا سایر مجاری، در اختیار سهامداران قرار دهند.
انتهای پیام








پاسخ: