1. بورس ها
سه شنبه, ۲۴ تیر ۱۴۰۴ ۰۹:۵۹
زمان مطالعه: 5 دقیقه
کد خبر: 233071
دلایل تداوم خروج پول از بورس و اثر 4 برابری ترس بر طمع + اشتباه دولت

دلایل تداوم خروج پول از بورس و اثر 4 برابری ترس بر طمع + اشتباه دولت

کارشناس بازارسرمایه با اشاره به دو اصل سرمایه‌گذاری، اثر 4 برابری ترس و علل تداوم خروج پول، اشتباهات دولت را اعلام کرد.

به گزارش پایگاه خبری بورس پرس، محسن تهامی با بیان اینکه بازار سهام در سومین روز معاملاتی هفته با رشد شاخص همراه بود به دنیای اقتصاد، اعلام کرد: بطور تقریبی نیمی از نمادها مثبت بود اما بازار سهام همچنان با خروج پول همراه است.برای توصیف و ارزیابی این وضعیت باید دانست که در سرمایه‌گذاری به مجموعه‌‌‌ای از قواعد و دو اصل حفظ سرمایه و نقدشوندگی پایبند است.

از منظر مالی رفتاری، انسان‌‌‌ها برخلاف تصور رایج، عقلایی تصمیم نمی‌‌‌گیرند. مطالعات نشان می‌دهد احساسات، بویژه ترس و طمع، نقش اساسی در تصمیم‌گیری‌‌‌ها دارند.

بر اساس پژوهش‌‌‌ها، ترس چهار برابر طمع اثرگذارتر است. مسئله‌ای که این روزها در سایه‌‌ اخبار جنگ و فضای عدم‌‌‌اطمینان کاملا مشهود است. ترس، فضای روانی بازار را در بر گرفته و حساسیت به اخبار منفی را چند برابر کرده است.

تجربه‌‌ سال ۹۹ نیز گویای آن است در دوره‌‌‌ای که بازار در حال رشد بود، فعالان از ریسک‌‌‌ها چشم‌‌‌پوشی می‌‌‌کردند و حتی زمانی که نسبت P/E بازار تا سطح ۳۷ مرتبه بالا رفت، همچنان خریدها ادامه یافت. آن زمان، مردم با توجیه‌‌‌هایی چون ارزش جایگزینی یا تجدید ارزیابی خود را قانع می‌‌‌کردند اما این روزها شرایط معکوس است و همه‌‌‌چیز از منظر ریسک دیده می‌شود و نه فرصت.

در میان ریسک‌‌‌های فعلی، ریسک سیاست‌‌‌های دولت بیش از همه چشمگیر است. فروش گسترده اوراق در سال‌های گذشته که خون بازار را مکیده، بحث افزایش نرخ انرژی و برق که بسیاری از صنایع بزرگ را در آستانه‌‌ بحران قرار داده و افزایش مالیات‌‌‌ها و عوارض که سودسازی شرکت‌ها را کاهش دادند.

به این‌‌‌ها اضافه کنید تصمیمات شبانه، بی‌‌‌ثباتی در قوانین و ساختار معیوب بازار که تنها حدود ۲۰‌ درصد سهام آن شناور است از این مقدار نیز بخش بزرگی در دست شرکت‌های دولتی است. از سوی دیگر، نگاهی به حجم فعالیت کدهای بورسی نشان می‌دهد در اوج سال ۹۹، میانگین ارزش معاملات هر کد بورسی بیش از 100 میلیون تومان بود اما اکنون این عدد به ۱۰ تا ۲۰ میلیون تومان کاهش یافته است.

مشکل اصلی بازار اعتماد از دست‌‌‌ رفته و عمق کم آن است. صف‌‌‌های خرید و فروش که به‌‌‌ظاهر شاخص قیمت هستند در عمل گمراه‌‌‌ کننده‌‌‌اند. یک نفر با پول اندک می‌تواند صف خرید بسازد و قیمت را بالا ببرد. پس از آن با فروش همان سهم به‌‌‌سادگی بازار را منفی می‌کند. این نوع از ساز و کار، فاقد قابلیت نقدشوندگی واقعی است.

از نگاه تحلیلگران، دولت نیز در مدیریت انواع ریسک‌‌‌ها عملکرد قابل دفاعی نداشت. ریسک‌‌‌هایی چون ریسک پنهان، ریسک نمایان و ریسک در سطح تهدید، باید به شکل‌‌‌های مختلف مدیریت شوند. ریسک چهارم ریسک فعال است که مانند شرایط بوجود آمده، دولت باید بازار را متوقف کند.

در هفته دوم جنگ معاملات صندوق درآمد ثابت و صندوق‌های کالایی بازگشایی شدند و با بازگشایی درآمدثابت‌‌‌ها به ازای روزهای تعطیل سود پرداخت نشد و این اتفاقات به صورت زنجیره‌‌‌وار اعتماد به بازار سرمایه را کاهش دادند. 

اگر قرار باشد بازار در سطحی قابل‌‌‌قبول حفظ شود، دیگر با برگزاری جلسه و وعده حمایت نمی‌توان کاری کرد. لازم است حمایت واقعی صورت گیرد. بازار امروز در سطوح ارزندگی قرار دارد اما این فقط زمانی معنا دارد که سرمایه‌گذار احساس امنیت کند.

در کنار این موضوع صندوق‌های اهرمی مطرح است. بخشی از این صندوق‌ها در شرایط عادی سود ثابتی به سرمایه‌گذاران می‌دهند اما در زمان‌‌‌ های بحرانی بویژه در شرایط جنگ، سرمایه‌گذاران تمایل به خروج دارند. در این شرایط، مدیر صندوق ناگزیر است دست به فروش بزند و همین مسئله فشار زیادی بر بازار وارد می‌کند.

تجربه آذر سال گذشته نشان داد اگر این صندوق‌ها به‌‌‌موقع مدیریت نمی‌‌‌شدند، می‌توانستند به مرز صفر شدن هم برسند. چرا که بیش از ۳۶‌ درصد تامین مالی از طریق این ابزارها انجام می‌شود. در حالی که نرخ‌های تامین مالی به حدود ۴۵ تا ۴۶‌ درصد رسیدند، بازار نمی‌تواند در چنین سطحی با این نرخ‌ها رقابت کند.

یکی از اشتباهات سیاست گذاران بورسی این است که سواد مالی در دستور کار قرار نگرفته است. در بسیاری از کشورهای دنیا بدون تحصیلات مالی نمی‌توانند مستقیما وارد بازار سرمایه شد. در ایران، صدور بی‌‌‌رویه کد بورسی، بدون ملاحظات تخصصی به نوسانات غیر منطقی و نااطمینانی گسترده منجر شده است.

انتهای پیام

 

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید