
احمدی نژاد: کسی بیشتر از من به انقلاب خدمت نکرده
به گزارش پایگاه خبری بورس پرس، محمود احمدی نژاد در رابطه با مسائل مختلف با فارس به گفتوگو نشست:
چند روزی است از جشن چهل سالگی انقلاب گذشته است. فکر می کنید وضعیت آزادی و عدالت یعنی مهمترین شاخص های انقلاب اسلامی نسبت به دوران طاغوت چطور است؟
احمدینژاد: وضعیت آزادی نسبت به قبل از انقلاب را باید در دو وجه بررسی کرد. بخش اول شدت برخورد با آزادی مردمی است و بخش دوم گستره برخورد با آزادی. معتقدم در بخش اول وضعیت بهتر شده است. یعنی شدت عمل حکومت علیه مخالفان تخفیف یافته اما گستره برخورد حکومت با آزادی مردم بدتر شده است. یعنی در مقایسه با قبل، وضع آزادی بدتر شده است. یعنی الان مانند زمان طاغوت برخوردها با زندانیان سیاسی آنطور خشن نیست اما دایره و گستره برخوردها بیشتر شده است. برای نمونه هم میتوان از زندانهای یکی دو شهر بزرگ مثال آورد که صدها نفر در آنها به خاطر آزادی و انتقاد از وضع موجود حضور دارند. مخالفان و منتقدان روسای سه قوه از برخورد قضایی امان ندارند و زندانها پر از منتقدین به این سه شخصیت (روحانی و برادران لاریجانی) است.
در رابطه با وضعیت عدالت در دو مساله تبارسالاری و اقتصاد چه نظری دارید؟
احمدینژاد: در این زمینه هماکنون با یک حکومت خانوادگی مواجه هستیم. در دوره طاغوت اقتصاد مردمیتر بود و با انقلاب بنیادها به بهانه برخورد با سرمایهداری اموال مردم را از گرفتند و همه چیز در اختیار دولت و نهادها و سازمانها قرار گرفت.
درباره وضعیت آزادی بیان چه نظری دارید؟
احمدی نژاد: وضعیت برخورد با یاران و نزدیکان دولت نهم و دهم نشان میدهد وضعیت آزادی بیان هر روز بدتر میشود. دستگاه قضائی اجازه کمترین نقدی را نمیدهد. اگر علیه علی لاریجانی حرف بزنیم صادق لاریجانی برخورد میکند و اگر به رئیس دستگاه قضا نقد داشته باشیم دادستان برخورد خواهد کرد و این وضعیت ظالمانه نشاندهنده این است که نه تنها نمیشود به این ساختار اعتماد کرد بلکه با روند موجود امیدی به اصلاح هم نمیتوان داشت.
برخورد قاطع دستگاه قضا با متهمان امنیتی و اقتصادی همواره وجود داشته و مسئله جدیدی نیست اما در زمان ریاست جمهوری در پاسخ به سوال رسانههای خارجی، آزادی در ایران را نزدیک به مطلق ارزیابی کردید. آیا این تناقض نیست؟
احمدینژاد: حرف آن موقع را تحریف کردید. در آن مصاحبه گفتم آزادی در ایران برای نقد دولت نزدیک به مطلق است.
شما 8 سال رئیس جمهور بودید. چرا آن زمان نسبت به این امور اعتراض نکردید؟
احمدینژاد: در جریان نیستید . همان زمان هم معترض بودم اما دلیلی نمیدیدم مطالب رسانهای کنم.
اما این ادعای آزادیخواهی با مسئولیتهایی که در دولت به امثال آقای مرتضوی دادید چگونه قابل جمع است؟
احمدینژاد: انتخاب مرتضوی با مسئولیت مستقیم من نبود. مگر مشائی چه کرده بود که با وی اینطور برخورد کردند؟ آیا جزای پاره کردن حکم قاضی زندان است؟ چرا نقد را به حساب اقدام علیه امنیت ملی میگذارند؟
جنابعالی قاضی، دادستان و رئیس دستگاه عدلیه را ظالم و اهل فامیلبازی میدانید. ضمنا معتقدید برای رهبری هم اشکالات را گفتید و اثری ندیدید. همچنین میگوئید شکایت دستگاه قضائی را هم نمیتوانید به جایی ببرید. آیا فکر نمیکنید این تصویری که ارائه میدهید، فارغ از درست یا غلط بودن به معنی برآشفتن علیه کشور است؟ آیا امیدی برای مردم میماند که برای اصلاح صبر کنند؟
احمدینژاد: حرف این است که اگر رئیس دستگاه قضا عوض شود و یک مجتهد عادل و باتقوا بیاید، خیلی از مسائل حل میشود. ولی چرا نگرانید؟ فرض کنید بگویم اشکال ساختاری است. چرا استقبال نمیکنید؟ مگر غیر از این است که کسی بیشتر از من به این انقلاب خدمت نکرده است؟
رهبر انقلاب در خطبه مشهور نماز جمعه 29 خرداد 88 فرمودند که نظرم به فلانی نزدیکتر است. بعدها از دولت نیز حمایت کردند. اما آخرین واکنش این بود که آمدن شما به انتخابات را به صلاح ندانستند. بعدها علت را هم گفتند که موجب دوقطبی میشود. سوال را ساده و کوتاه و صریح پرسیدیم: به نظرتان احمدینژاد عوض شده یا رهبری؟
احمدینژاد: من تغییر نکردم. البته برخی موضوعات برایم روشنتر شده است. اما این چه سوالی است چرا تفتیش عقاید میکنید؟
آیا برای یک سیاستمدار نباید مهم باشد که نظر رهبری درباره رفتار وی چگونه است؟ یا نظر دیگران چگونه است و چرا تغییر کرده است؟
احمدینژاد: این که در ذهن من چه می گذرد به شما چه کار دارد؟
تحلیل می خواهیم. اشکالی دارد؟ چرا رهبری نگران بودند که با آمدن شما دوقطبی شود؟ چه چیز در رفتار شما دیدند؟
احمدینژاد: اتفاقا با حضور من دوقطبی رفع میشد. کما اینکه دیدید دوقطبی ایجاد شد. اما اگر حضور داشتم دوقطبی میشد سهقطبی.
اساسا چیزی به نام سهقطبی وجود ندارد و قطبی شدن مربوط به مردم است نه نامزدها. تقابل هم همیشه دوگانه است نه سهگانه یا بیشتر. سوال اینست که چرا رهبری نگران بودند شما بیاید دوقطبی میشود؟
احمدینژاد: این تفتیش عقاید است. شما بازجوئید مگر.
مهم نبود که نظر رهبری درباره آمدن یا نیامدن شما چیست؟
احمدینژاد: نه. اساسا از ایشان سوال نکردم که بیایم یا خیر. رهبر انقلاب گفتند آمدن احمدینژاد به صلاح نیست. اساسا متوجه نیستید که ولایت فقیه یعنی چی؟ هرکس مخالف رهبری نظری داشت، نباید بگوید؟ نظرم مخالف ایشان است چه کنم؟ ساکت شوم؟ هیچ وقت به رهبری نقد نداشتهاید؟
تا حالا نقد نداشتیم اما رهبر انقلاب هم فرموده اند نقد به رهبری جایز است. نقد ما هم به شما این مساله نیست.
احمدینژاد: پس چه نقدی دارید؟
نه میگوئیم حرف نزنید و نه میگوئیم چرا نقد دارید. اما نقد به یک عملکرد یک حرف است و تفاوت فاحش با نظام فکری و رفتاری و مدیریتی رهبری، حرف دیگری است. الان هم نمیگوئیم حرف نزنید. سوال این است که اساسا اینکه این تفاوت هر روز دارد بیشتر میشود باعث نگرانی نیست؟ به این موضوع فکر کردهاید؟ رهبری می گوید به آینده امیدواریم و شما میگوئید در بحرانیم و شرایط بنبستگونه است. این تفاوت فاحش بینشی طبیعی است؟
احمدینژاد: اینها سوالات مردم نیست. سوالات مردم را بپرسید.
سوال کف جامعه و پایگاههای بسیج و متدینین همین است. گوینده آن حرفها امروز چرا اینقدر تغییر کرده است؟ اصلا این تغییر را قبول دارید؟
احمدینژاد: (با لبخند) کف پایگاه بسیج یا کف جامعه؟
اتفاقا یکی از تغییرات همین است. احمدینژاد 84 تفاوتی بین بسیجیان و آحاد مردم نمیدید.
احمدینژاد: بسیجیها را با میلیونها شبنامه علیه من بدبین کردهاند. من تغییری نکردهام. همان احمدینژاد 84 و همان احمدینژاد 58 هستم. فداکاری که برای رهبری کردهام هیچکس نکرده است. جای دیگری هم اشاره کردند که رفتاری که رهبری با من داشتند با هیچ رئیس جمهوری نداشتند. معاون قرار میدادم برمیداشتند. میخواستم وزیر عزل کنم اجازه نمیدادند و مواردی دیگر.
نظرتان راجع به بیداری اسلامی و ماجرای سوریه چیست؟
احمدینژاد: بیداری اسلامی به این شکل که گفته میشد را قبول نداشتم. معتقد بودم پروژه دیگران است و نباید استقبال کنیم. ولی چون نظر رهبری بود حرفی نزدم. ماجرای سوریه هم باید سیاسی حل میشد. هرقدر تلاش کردم ماجرا به نحو دیگری اصلاح شود نمیگذاشتند. الان هم حل نشده است. همچنان مشکل باقیست. سوالات مردم را بپرسید. مثل اینکه الان وضعیت کشور چگونه است؟ مقصر کیست؟ باید چه کرد؟
در نامه به رهبر انقلاب گفتید این دولت برود کنار. با کدام مبنا به این رسیدید که از رای مردم برگردیم؟
احمدینژاد: الان همه مردم میخواهند.
بله در نامه هم اشاره کردید که مردم میخواهند اما از کجا به این نتیجه رسیدید که نظر مردم برگشته است؟ ضمن اینکه برای انتخابات مجدد هم شرط گذاشتهاید که شورای نگهبان انتخابات را مهندسی نکند، مگر این شورای نگهبان همان شورای نگهبان سال 88 نیست؟
احمدینژاد: بله. ولی آیا شورای نگهبان نمیتواند تغییر کند؟ آیا در انتخابات گذشته مهندسی نشد؟ دلیل رد صلاحیت من چه بود؟ چه پاسخی داشتند؟ در تلویزیون آمدند و گفتند نیازی نیست پاسخ بدهیم.
نظر مردم درباره این مواضع چیست؟ وقتی سراغ انتقاد از قوهقضائیه رفتید که نزدیکان شما را گرفتند. وقتی سراغ شورای نگهبان رفتید که ردصلاحیت شدید. آیا مردم نمیگویند که این انتقادها واقعی نیست؟
احمدینژاد: در گذشته هم همیشه نقد داشتم و گفتهام. اما خصوصی نقد میکردم. الان کار به جائی رسیده است که باید علنی بگویم.
معتقدید مجلس 25 درصد رای مردم را دارد. این دولت را هم دیگر مردم قبول ندارند. امیدی به اصلاح عدلیه هم نیست. این ایستادن مقابل ساختارهای برآمده از رای مردم نیست؟
احمدینژاد: اگر احساس خطر کنم نباید حرف بزنم؟ باید این از حرفها استقبال کنید که میگویم این کشتی در حال غرق شدن است. نمیخواهید حرف بزنیم؟
پایان جلسه نیز ختم شد به ناگفتههای احمدینژاد. حرفهایی که وی معتقد بود تاب شنیدن آنها را نداریم. حرفهایی درباره حاج قاسم سلیمانی، رهبر انقلاب و سپاه و غیره.
انتهای پیام







