
رشد بورس مشروط به دو اقدام دولت است/ پیام وزارت صنعت با پیشفروش خودرو
به گزارش پایگاه خبری بورس پرس، مهدی سوری با بیان اینکه راحتترین کار دنیا انتقاد از رفتار مردم و محکوم کردن آنها توسط مسئولان است به دنیای اقتصاد اعلام کرد: در شرایط اضطرار اقتصادی این انتقاد مانند این است که از نحوه دست و پا زدن کسی در حال غرق شدن ایراد گرفت. وقتی از مردم صحبت می شود مربوط به برآیندی از رفتار جامعه است و معمولا توسط مسئولان آن جامعه ایجاد شده است.
پس باید یک معیار مشخص کرد.تمام الگوهای اقتصادی هم برای این است که رفتار بازارها را بفهمند و دنبال بازارها بروند. الگوهای اقتصادی برای این نیستند که برای رفتار مردم الگوی رفتاری مشخص کرد. هر زمان رفتار مردم و بازارها با فرمولها یا مفروضات تحلیلی متفاوت است، باید به مفروضات تحلیلی شک کرد نه اینکه مردم را به رفتار غیرکارشناسی محکوم کرد.
این موضوع را باید به عنوان یک معیار کنار گذاشت. اما در مورد اینکه مردم ۶۰ هزار میلیارد تومان برای خرید خودروهای وارداتی که هنوز داستان مشخصی ندارند، پیشثبتنام میکنند باید گفت موضوعات تورمی باعث میشود مردم پول نقد را در دست نگه ندارند. مردم به هر کاری دست میزنند تا این پول را به یک کالا یا سرمایهگذاری تبدیل کنند تا در مقابل این کاهش از ارزش آن محافظت کنند. مردمی که دلار میخرند مانند افرادی هستند که در آمریکا پول را به جای سرمایهگذاری در بالش نگه میدارند.
داستان به این صورت است که رفتار وزارت صنعت و پیش از آن شورای رقابت در موضوع خودرو به عنوان یک شاخص از رفتار دولت در بازارها بسیار مورد توجه اقشار مختلف قرار گرفته است. وزارت صنعت با لجبازی و پافشاری روی حفظ رانت با شدت زیاد و در حجم وسیع شروع به پیشفروش خودرو کرد. این رفتار پیامی به جامعه میدهد که قصد حمایت از بازارهای مولد و تولید وجود ندارد و با دریافت مابهتفاوت پول و فریز کردن نقدینگی جامعه، بخشی از نقدینگی را با هزار رانت و فساد از جامعه بیرون کشیده و بعد از مدتی در ازای آن خودرو خواهد داد. در چنین شرایطی خاطراتی برای مردم زنده میشود که مثلا زمانی در بورس یا نوسانات قیمت دلار پولها را از دست دادند.
وقتی مردم نتوانند از نظر اقتصادی به مسئولان اعتماد کنند قاعدتا تبدیل پول به کالا آخرین چارهای است که دارند. معتقدند بالاخره ارزانتر که نمیشود اما در مورد سرمایهگذاری در بورس میدانند ممکن است ارزانتر شود. این رفتار مورد تایید نیست. در شرایط تورم 40 درصدی مردم سپردههای 20 درصدی در بانک دارند، یعنی نمیتوانند حتی به اندازه تورم بازدهی بگیرند، پس به هر چیزی دست میزنند تا فقط ارزش پول حفظ شود. محیط کسب و کار مانند بازار سرمایه، نیاز به اطمینان به سیاست گذار دارد.
سیاست گذار به اقدامات لجبازانه و پافشاری در مسیرهایی که میداند غلط است، مانند قیمتگذاری دستوری، چندنرخی کردن ارز و ... دست میزند. در چنین شرایطی مردم نمیتوانند در این بازارها سرمایهگذاری کنند. این نتیجه بیاعتمادی است نه اعتماد مردم به دولت. این تفسیر اشتباهی است که برخی میکنند و میگویند مردم چطور اعتماد میکنند.
شرکتهای حاضر در بازار سرمایه اگر سودساز و بهرهور نباشند، چنانچه پولی هم به آنها وارد شود، اتفاقاتی مانند آنچه در سال 99 افتاد تکرار میشود. ممکن است بازار سرمایه خیلی بیشتر از سودسازی شرکتها رشد کند و در نهایت عامه مردم بیشتر متضرر شوند اما وقتی شرکتها سودساز باشند و بهرهوری داشته باشند، قاعدتا پول وارد این شرکتها خواهد شد.
پول هوشمند است و وقتی بازده مناسب در اقتصاد وجود داشته باشد، مسیر را برای بازدهی بیشتر پیدا میکند. در واقع جهت بازار را پولهای بزرگی تعیین میکنند که محاسبات را بلدند. پس برای بازار سرمایه نه نیاز به واریز پول از صندوق توسعه ملی توسط دولت است نه اینکه مردمی که بازار را نمیشناسند پول را به بازار بیاورند.
باید از تولید حمایت و قیمتگذاری دستوری برداشته شود. چون وقتی شرکتی سودساز باشد سرمایهگذار برای آن پیدا میشود و جای نگرانی از این بابت وجود ندارد. به همین دلیل تمام دغدغه روی دفاع از شرکتها است نه قیمت سهمها. قیمت سهم متناسب با وضعیت اقتصادی شرکتها بالا خواهد رفت. در این میان متاسفانه با توجه به وابستگی دولتی خیلی از مدیران شرکتها در سالهای اخیر، سهامداران بیش از مدیر برای شرکتها دل میسوزانند.
تلگرام اصلی بورس پرس : t.me/boursepressir
انتهای پیام








