
تحلیل دلایلی که منجر به سقوط 300 میلیارد دلاری ارزش بورس شدند
به گزارش پایگاه خبری بورس پرس، ابراهیم سماوی در خصوص دلایل سقوط بیش از ۳۰۰ میلیارد دلاری ارزش بورس به دنیای اقتصاد، اعلام کرد: یکی از مبانی مهم در تحلیل بازار سرمایه، بررسی ارزش دلاری است. زیرا این رویکرد تا حدی اثر تورم را خنثی کرده و تصویر واقعیتری از وضعیت بازار ارائه دهد. بر اساس این شاخص و در اوج مرداد سال ۹۹ ، ارزش روز بازار سهام به ۴۰۰ میلیارد دلار رسید اما امروز به محدوده ۸۰ میلیارد دلاری سقوط کرده است.
بررسی دلایل این افت نیازمند توجه به چندین حوزه کلان و ساختاری است. در حوزه سیاستهای پولی طی سالهای اخیر رویکرد انقباضی بود. داراییهای کمریسک ریالی همچون صندوقهای درآمد ثابت، نرخ بهره موثر سالانهای بین ۳۳ تا ۳۶ درصد ارائه میدهند.
این سطح از نرخ بهره بطور طبیعی جذابیت بازار سرمایه را کاهش داده و ورود نقدینگی را دشوار کرده است. بنابراین تنها سهامی میتواند برای سرمایهگذاران توجیه داشته باشد که نسبت P/E فوروارد آنها کمتر از ۳ مرتبه باشد. موضوعی که نشان میدهد سیاستهای انقباضی فعلی فشار شدیدی بر بورس وارد کرده است.
عامل مهم دیگر، بیثباتی نرخ ارز است. همواره فاصله قابلتوجهی میان نرخ ارز رسمی و نرخ آزاد وجود داشته و درحالیکه امروز از نرخ مرکز مبادله استفاده میشود، همچنان تفاوت زیادی با نرخ بازار آزاد دیده میشود. همین مسئله سبب شده داراییهایی چون طلا و دلار برای سرمایهگذاران جذابتر باشند. مقایسه بازدهی صندوقهای طلا با صندوقهای سهامی در دو سال اخیر بهروشنی نشان میدهد سرمایهگذاران از بورس فاصله گرفتهاند.
در حوزه سیاستهای مالی نیز دولت با کسری بودجه مزمن روبرو است. طبق برآوردها این کسری در محدوده ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ هزار میلیارد تومان قرار دارد که طبیعتا به چاپ پول و فشار تورمی منجر میشود. در عین حال، سهم مالیات از درآمدهای دولت افزایش یافته و این امر حاشیه سود شرکتها را کاهش داده است.
همین روند، یکی از عوامل اصلی افت بازار در ماههای اخیر بود. از سوی دیگر، نااطمینانیهای سیاسی و بینالمللی نیز نقش پررنگی در بیاعتمادی سرمایهگذاران ایفا میکند. افزایش تنشهای منطقهای از جمله جنگ تحمیلی ۱۲روزه اخیر بر نرخ ارز اثر گذاشت و سرمایهگذاران را بیش از پیش محتاط کرد.
در کنار این مسائل پس از ریزش شدید سال ۹۹، سرمایهگذاران خرد دچار بیاعتمادی ساختاری نسبت به بورس شدند و این بدبینی روانی همچنان بر رفتار آنها سایه انداخت. در بررسی صنایع سنگین که شاخصساز هستند و در سالهای اخیر حاشیه سود بالاتری داشتند نیز شرایط مشابهی دیده میشود. پالایشیها که حدود ۷ تا ۱۰ درصد ارزش بازار را در اختیار دارند با رشد بیش از ۱۵ برابری هزینههای انرژی از سال ۹۸ تا کنون مواجه شدند موضوعی که حاشیه سود آنها را بهشدت کاهش داده است.
قیمتگذاری فرآوردهها نیز به شدت وابسته به سیاستهای دولت بوده و فشار مضاعفی بر این صنعت وارد کرده است. در پتروشیمیها نیز با وجود مزیتهای منطقهای و ذخایر عظیم نفت و گاز، تحریمها و نرخهای دستوری خوراک سودآوری را محدود کردند. فلزات اساسی هم از دو سو بابت نوسانات قیمتهای جهانی و افزایش هزینه انرژی و ناترازیهای فصلی در فشار هستند. در تابستان مسئله کمبود برق و در زمستان مشکل تامین گاز، هزینههای این صنایع را بالا برده و به کاهش سودآوری منجر شده است.
بازار سرمایه با ترکیبی از چالشهای درونی و بیرونی مواجه است. درونیها شامل قیمتگذاری دستوری، افزایش هزینههای انرژی و فشارهای مالیاتی است و بیرونیها به ریسکهای سیاسی، تحریمها و نااطمینانیهای بینالمللی بازمیگردند. همین عوامل موجب شدند صنایع سنگین که سهم بزرگی از بازار دارند در وضعیت نزولی قرار گیرند.
انتهای پیام
- برچسب
- اخبار بورس
- بورس تهران
- بورس ایران
- سهام








