1. بورس ها
یکشنبه, ۳۰ فروردین ۱۴۰۵ ۰۹:۱۶
زمان مطالعه: 9 دقیقه
کد خبر: 239152
3 سناریو بازگشایی بورس و نحوه مواجهه سازمان با شرکت‌های آسیب‌دیده

3 سناریو بازگشایی بورس و نحوه مواجهه سازمان با شرکت‌های آسیب‌دیده

عبده تبریزی با ارائه تحلیلی از نحوه مواجهه سیاست گذار با شرکت‌های آسیب‌دیده، سه سناریو برای بازگشایی بورس اعلام کرد.

به گزارش پایگاه خبری بورس پرس، حسین عبده‌ تبریزی سه سناریوی پیش روی اقتصاد برای بازگشایی بورس ارائه و به دنیای اقتصاد، اعلام کرد: جنگ لزوما آغازگر بحران در بازار سرمایه نیست بلکه اغلب نقش تشدیدکننده بحران‌هایی را ایفا می‌کند که پیش‌تر در بطن اقتصاد شکل گرفته‌اند. بازار سهام زمان جنگ، بیش از آنکه به گلوله‌ها واکنش نشان دهد به سایه سنگین نااطمینانی پاسخ می‌دهد. نااطمینانی‌ که قابل اندازه‌گیری نیست و به‌سادگی در الگوهای مرسوم مالی نمی‌گنجد. 

موضوع جنگ و بازار سهام یکی از نقاط تلاقی مهم میان اقتصاد کلان، مالی رفتاری و ژئوپلیتیک است. بازار سرمایه پیش از هرگونه تشدید تنش نیز با مشکلات ساختاری مواجه بود. در دو دهه گذشته، اقتصاد با رشد پایین، تورم مزمن، بی‌ثباتی در سیاست گذاری و محدودیت‌های بیرونی روبرو بود و بازار سرمایه نیز به‌عنوان آینه این وضعیت از ضعف اعتماد، خروج سرمایه و ناتوانی در جذب منابع رنج برده است. در چنین بستری، جنگ و حتی تهدید جنگ، شوک مضاعفی است که بر سیستمی از پیش شکننده وارد می‌شود.

ادبیات اقتصادی نشان می‌دهد بازارها بیش از خود جنگ به عدم‌قطعیت پیش از آن واکنش نشان می‌دهند. آنچه سرمایه‌گذار را زمین‌گیر می‌کند وقوع جنگ نیست بلکه ندانستن درباره زمان، دامنه و پیامدها است. این همان چیزی است که در تمایز میان ریسک قابل اندازه‌گیری و عدم‌قطعیت بنیادین مطرح می‌شود. 

شرایط جنگی با عدم‌قطعیتی از نوع نایتی مواجه است. جایی که احتمال‌ها قابل برآورد نیستند و ابزارهای مرسوم تحلیل، کارآیی را از دست می‌دهند. در چنین فضایی، رفتار بازار از تحلیل داده‌ها فاصله می‌گیرد و بیشتر تابع ادراک، ترس و روایت‌های غالب می‌شود.

در این چارچوب، سه ساز و کار اصلی را می‌توان برای تحلیل بازار سهام در شرایط جنگی مطرح کرد. افزایش عدم‌قطعیت، خروج سرمایه و قفل‌شدن تصمیم‌ گیری. این سه عامل به‌صورت چرخه‌‌ای تقویت‌کننده عمل می‌کنند. عدم‌قطعیت باعث خروج سرمایه می‌شود، خروج سرمایه بازار را تضعیف می‌کند و ضعف بازار به افزایش بیشتر عدم‌قطعیت دامن می‌زند. نتیجه، شکل‌گیری وضعیتی است که می‌توان آن را تعادل بد نامید که در آن حتی اخبار مثبت نیز توان بازگرداندن اعتماد را ندارند.

مطالعات تاریخی نشان می‌دهند اثر جنگ بر بازارها یکدست نیست. بازار سهام آمریکا در طول جنگ جهانی دوم برخلاف انتظار عملکرد نسبتا مثبتی داشت. پس از شوک اولیه حمله به پرل‌ هاربر، بازار به‌تدریج بهبود یافت و حتی وارد روندی صعودی شد. دلیل این امر را باید در بسیج اقتصادی، افزایش هزینه‌های دولتی و فعال‌شدن ظرفیت‌های تولیدی جست‌وجو کرد.

این تجربه نشان می‌دهد بازار سهام لزوما بازتاب مستقیم جنگ نیست بلکه بازتاب ساختار اقتصادی در زمان جنگ است. اگر جنگ به افزایش تولید و تقاضا منجر شود، حتی ممکن است اثر مثبت داشته باشد. با این حال، تعمیم این تجربه به ایران خطا است. اقتصاد ایران نه اقتصاد صنعتی بسیج‌پذیری در مقیاس آمریکا است و نه به شبکه‌های مالی جهانی دسترسی آزاد دارد.

در ایران، جنگ بیشتر با اختلال در زیرساخت‌ها، کاهش صادرات، محدودیت‌های ارزی و تشدید تورم همراه است. تهدید مستقیم به هدف قرار گرفتن زیر ساخت‌ها این نگرانی را ایجاد می‌کند که جنگ به‌عنوان عامل تخریب ظرفیت عمل کند. در چنین شرایطی، بازار سهام بیشتر در معرض فرسایش قرار می‌گیرد تا رشد.

در همین‌جا، مسئله‌ای عملی و فوری برای مدیر بازار سرمایه مطرح می‌شود و آن نحوه برخورد با شرکت‌های آسیب‌دیده است. فولاد مبارکه و فولاد خوزستان و برخی پتروشیمی‌ها آسیب دیده‌اند. بخشی از ظرفیت تولیدی عملا دچار وقفه یا تخریب شده است. در چنین وضعی، اولین وظیفه نهاد ناظر این است که ابهام را به حداقل برساند.

نماد این شرکت‌ها باید برای مدت‌کوتاه متوقف اما توقف نباید به بی‌زمانی تبدیل شود. بازگشایی باید منوط به افشای روشن باشد میزان خسارت، مدت توقف تولید، وضعیت بیمه، نیاز به تامین مالی و برنامه بازسازی. 

بازگشایی نماد این شرکت‌ها باید با رعایت چند الزام همراه باشد: افشای فوری و مرحله‌ای اطلاعات، ارائه گزارش هیات‌مدیره درباره دامنه آسیب، اعلام نظر حسابرس یا مرجع فنی در حد امکان، حضور بازارگردان قوی، بازتر شدن دامنه نوسان در صورت لزوم برای رسیدن سریع‌تر به قیمت تعادلی و نظارت سخت‌ گیرانه بر معاملات مبتنی بر اطلاعات نهانی. در کنار این مدیر بازار باید برای شرکت‌های خسارت‌خورده، مسیرهای حمایتی جداگانه‌ای در نظر بگیرد. تسهیل افزایش سرمایه، امکان انتشار ابزارهای بدهی کوتاه‌مدت، تعویق برخی الزامات مقرراتی و هماهنگی با دولت و بانک ها برای جلوگیری از سرایت بحران نقدینگی.

در چنین وضعی، هدف نگهداشتن قیمت مصنوعی سهم مصنوعی نیست. هدف آن است کشف قیمت بر پایه اطلاعات انجام شود و شرکت آسیب‌دیده فرصت بقا و بازسازی داشته باشد. از منظر مالی رفتاری، نقش روان‌شناسی جمعی در این میان تعیین‌کننده است. سرمایه‌گذاران در شرایط جنگی نه‌تنها به داده‌ها بلکه به رفتار دیگران واکنش نشان می‌دهند.

این رفتار گله‌ای ممکن است باعث تشدید سقوط‌ها شود یا در صورت تثبیت شرایط به بازگشت سریع بازار منجر شود. به همین دلیل گاهی واکنش بازار بیش یا کمتر از حد به نظر می‌رسد. بازار در حال قیمت‌گذاری واقعیت نیست بلکه در حال قیمت‌گذاری روایت‌ها و انتظارات است.

موضوع دیگر، نقش انتظارات درباره طول و نتیجه جنگ است. اگر بازار تصور کند درگیری محدود و کوتاه‌مدت است، ممکن است شوک اولیه را سریع جذب کند اما اگر جنگ به‌عنوان وضعیت فرسایشی و بلندمدت درک شود، بورس وارد حالت انجماد می‌شود. در این حالت، سرمایه‌گذاران نه می‌فروشند و نه می‌خرند بلکه صرفا صبر می‌کنند.

این همان قفل‌شدن تصمیم‌گیری است که در اقتصاد نیز در دوره‌های مختلف مشاهده شده است. مطالعات تجربی جدید درباره ریسک ژئوپلیتیک نشان می‌دهند افزایش این ریسک معمولا با کاهش بازده کوتاه‌مدت بازار و افزایش نوسانات همراه است اما این اثر در بسیاری از موارد موقتی است. بازارها پس از مدتی با شرایط جدید تطبیق پیدا می‌کنند و به تعادل تازه می‌رسند. این تطبیق در اقتصادهایی که از پیش دچار عدم‌تعادل هستند، دشوارتر و طولانی‌تر است. در ایران به‌دلیل تورم بالا، ضعف نهادهای مالی و محدودیت‌های سیاست گذاری، فرآیند تطبیق ممکن است بسیار کند و پرهزینه باشد.

در اقتصادهای بسته یا نیمه‌بسته مانند ایران، شوک‌ها ممکن است با تاخیر ظاهر شوند اما اثرات آنها ماندگارتر است. محدودیت در جریان سرمایه و دسترسی به منابع خارجی باعث می‌شود ابزارهای سیاست گذاری برای مدیریت بحران محدودتر باشد. با توجه به این چارچوب، می‌توان سه سناریوی اصلی برای آینده تنش‌ها و اثر آن بر بازار سهام ترسیم کرد.

سناریوی نخست، امضای نوعی توافق عدم تخاصم با آمریکا است. در این حالت، سطح عدم‌قطعیت بطور معناداری کاهش می‌یابد حتی اگر همه مشکلات حل نشود. در چنین شرایطی، بازگشایی بازار سهام نه‌تنها ممکن بلکه ضروری است اما قواعد بازار نباید بطور کامل به وضعیت گذشته بازگردد. لازم است ابزارهای تثبیت‌کننده، شفافیت اطلاعاتی و نقش بازارگردان‌ها تقویت تا اعتماد به‌تدریج بازسازی شود.

سناریوی دوم، دستیابی به صلح پایدار و توافق جامع است. در این حالت، اقتصاد ایران وارد دوره بازسازی و اتصال مجدد به اقتصاد جهانی می‌شود. بازار سهام در این سناریو نقش محوری در تامین مالی ایفا می‌کند و بازگشایی آن باید سریع و کامل باشد. در این وضعیت، حتی می‌توان به اصلاحات ساختاری در قواعد بازار اندیشید از جمله کاهش مداخلات دستوری، توسعه ابزارهای مالی و جذب سرمایه خارجی.

این سناریو بیشترین ظرفیت را برای خروج از تعادل بد دارد. در همین سناریو، درباره شرکت‌های خسارت‌خورده نیز باید رویکرد بازسازی در پیش گرفت. یعنی بازار باید بپذیرد برخی شرکت‌ها برای مدتی سودآوری گذشته را ندارند اما اگر برنامه بازسازی و تامین مالی آنها معتبر باشد، بازگشایی و معامله‌پذیری سهام آنها به نفع اقتصاد و بازار است.

سناریوی سوم، عدم‌توافق و تداوم یا تشدید تنش است. در این حالت، بازار سهام در معرض فشارهای شدید باقی می‌ماند و بازگشایی آن باید با احتیاط انجام شود. ممکن است در مقاطعی حتی بستن موقت بازار برای جلوگیری از سقوط‌های شدید توجیه‌پذیر باشد. در عین حال، قواعد بازار مانند گذشته باقی نمی‌ماند و باید به‌سمت مدیریت بحران حرکت کرد از جمله محدودیت‌های موقت، حمایت‌های هدفمند و افزایش نقش نهادهای تثبیت‌کننده ضروری است.

در این سناریو، هدف اصلی حفظ حداقل ثبات است. در این وضعیت، بازگشایی نماد شرکت‌هایی چون فولاد و پتروشیمی که بطور مستقیم خسارت خوردند باید با احتیاط بیشتر با دامنه افشای گسترده‌تر و با آمادگی کامل نهاد ناظر برای مدیریت شوک انجام شود. باز ماندن نماد بدون اطلاعات کافی و بسته ماندن طولانی نیز خطا است. مدیر بازار باید بین حق سهامدار برای معامله و حق دسترسی به اطلاعات درست توازن برقرار کند.

در جمع‌بندی، جنگ به‌تنهایی تعیین‌کننده سرنوشت بازار سهام نیست. آنچه اهمیت دارد، نحوه قرار گرفتن جنگ در بستر اقتصادی و نهادی است. در اقتصادی که از پیش با مشکلات ساختاری مواجه است، جنگ بیشتر به‌عنوان تشدیدکننده عمل می‌کند تا عامل مستقل. بنابراین تحلیل بازار سهام در شرایط جنگی بدون در نظر گرفتن زمینه اقتصادی به نتایج گمراه‌کننده‌ای منجر خواهد شد.

آنچه برای ایران اهمیت دارد، مدیریت عدم‌قطعیتی است که جنگ به اقتصاد تحمیل می‌کند و در دل این مدیریت، نحوه برخورد با شرکت‌های آسیب‌دیده اهمیت ویژه دارد.افشای کافی، بازگشایی مسئولانه، حمایت هدفمند و پذیرش این واقعیت که بازار در دوران جنگ فقط محل معامله نیست بلکه محل سنجش ظرفیت بقا و بازسازی اقتصاد نیز هست.

انتهای پیام

 

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید