
ارزیابی دو کارشناس از مسیر آینده بورس و هدف بعدی شاخص
به گزارش پایگاه خبری بورس پرس، دو کارشناس بازار سرمایه با ارزیابی مسیر آینده بورس در شهریور در گفت و گو با دنیای اقتصاد، هدف بعدی شاخص را سطح 6.5 میلیون واحدی پیش بینی کردند.
علیرضا خانمحمدی: برای ارزیابی مسیر آینده بازار، ابتدا باید به دلایل رشد ماههای گذشته بازار سرمایه پرداخته شود. بررسی صورتهای مالی شرکتها و گزارشهایی که در ماههای اخیر منتشر شده، نشان میدهد بخش مهمی از صعود بورس بر پایه عوامل بنیادی شکل گرفته است. شرکتها در بسیاری از صنایع، رکوردهای جدیدی در فروش، سود عملیاتی و سود خالص ثبت کردند و همین موضوع پشتوانه اصلی رشد قیمت سهام بود.
در صنعت دارو، افزایش نرخها به بهبود سودآوری شرکتها کمک کرد. شرکتهای غذایی نیز فروشهای قابلتوجهی را به ثبت رساندند. در گروه بانکی، درآمدهای حاصل از خدمات مورد توجه بازار قرار گرفت و در صنعت سیمان نیز رقابت شکلگرفته در بورس کالا به بهبود شرایط شرکتها کمک کرد.
اگرچه در برخی صنایع از جمله پتروشیمی و پالایشی شرایط متفاوت بود اما کلیت گزارشهای مالی از عملکرد مناسب شرکتها حکایت دارد. به همین دلیل بخش سنگین رشد بازار در این دوره را باید ناشی از عوامل بنیادی دانست.
در کنار این عوامل، تحولات سیاسی نیز به کمک بازار آمد. کاهش تنشها، شکلگیری آتشبس، ادامه مذاکرات و برخی تفاهمهای سیاسی، بخشی از ریسکهایی را که پیش از جنگ و در جریان افزایش تنشها موجب افت بازار شده بود، کاهش داد. بنابراین ترکیب کاهش ریسک های سیاسی و بهبود عملکرد بنیادی شرکتها، دو موتور اصلی رشد بازار سهام در این دوره بودند.
شرایط بازار نسبت به ابتدای این مسیر تغییر کرده است. رشدهای رخداده باعث شده دیگر نتوان کل بازار را بطور مطلق ارزان دانست. هرچند همچنان سهامی با نسبتهای ارزشگذاری پایین و حتی P/E در محدوده ۲ تا ۳ مرتبه نیز در بازار وجود دارند. بازار نه در شرایط ارزندگی قرار دارد و نه میتوان گفت به مرحله بیشارزشگذاری رسیده بلکه قیمت بسیاری از سهام به سطوح متعادلتری نزدیک شده است.
به نظر میرسد بازار در شهریور ماه به گزارشهای ماهانه و عملکرد شرکتها توجه خواهد کرد. گزارش تولید و فروش شرکتها نشان خواهد داد آیا بنگاهها میتوانند عملکرد ماههای گذشته را حفظ کنند یا خیر. این موضوع میتواند یکی از مهمترین محرکهای بازار در ادامه مسیر باشد.
در عین حال، برخی ریسکهای اقتصادی نیز همچنان پابرجا است. ادامه سیاستهای انقباضی بانک مرکزی، رکودی که اقتصاد برای حدود ۱۴ ماه تجربه کرده و نشانههایی که در گزارشهای اقتصادی و شامخ دیده میشود، میتواند به هشداری برای بازار تبدیل شود. ادامه این شرایط ممکن است فعالیت شرکتها، تولید و سودآوری آنها را تحت فشار قرار دهد و به چالشی برای بازار سرمایه تبدیل شود.
ریسکهای سیاسی نیز هنوز بطور کامل از میان نرفتهاند. تحولات مربوط به محدودیتهای اقتصادی و اثر آن بر تورم، تامین کالا، درآمدهای دولت و صادرات نفت، میتواند شرایط اقتصاد کلان را تحتتاثیر قرار دهد. کاهش درآمدهای دولت نیز میتواند کسری بودجه را تشدید کند و در نهایت از مسیر بازار ارز و سایر متغیرهای اقتصادی به بازار سهام منتقل شود.
در مقابل این ریسکها، احتمال ادامه مذاکرات و رسیدن به توافق نیز وجود دارد. چرا که به نظر میرسد هر دو طرف برای خروج از شرایط بحرانی موجود به نوعی توافق نیاز دارند. بنابراین بازار میان دو مجموعه از متغیرها حرکت میکند از یکسو ریسک تشدید تنشهای سیاسی و از سوی دیگر احتمال کاهش تنش و ادامه مذاکرات.
همین شرایط باعث شده چرخش مهمی در ترکیب معاملات بازار شکل بگیرد. سرمایهگذاران با دو نگاه متفاوت اقدام به خرید میکنند. بخشی از توجه بازار به سهامی معطوف شده که میتوانند از مذاکرات و کاهش تنشها منتفع شوند و بخش دیگر به سمت شرکتهایی حرکت کرده که فروش داخلی مناسب و وابستگی کمتری به بازارهای صادراتی دارند. با توجه به دشواریهای موجود در صادرات، شرکتهایی که بخش عمده درآمد آنها به بازارهای خارجی وابسته است، ممکن است با چالشهای بیشتری روبرو شوند.
انتظار رشدهای بسیار پرشتاب برای شاخص کل در شهریور ماه دشوار است مگر آنکه دادههای بنیادی، اقتصادی یا سیاسی جدیدی از بازار حمایت کنند. شرایط فعلی تفاوت معناداری با دورههایی مانند سال ۹۹ دارد. زیرا بازار در آن زمان از نظر ارزشگذاری در سطوح بسیار بالاتری قرار داشت اما اکنون بخش مهمی از رشد بازار همچنان از عوامل بنیادی حمایت میگیرد.
در ادامه مسیر، احتمال دست به دست شدن سهام و اصلاح ترکیب سبدهای سرمایهگذاری بیشتر از وقوع افتهای شدید است. مگر آنکه یک اتفاق سیاسی غیرمنتظره و اثرگذار رخ و مسیر بازار را بطور جدی تغییر دهد. در شرایط عادی، بورس میتواند روندی متعادل همراه با رشد را دنبال کند و در صورت حمایت گزارشهای مناسب شرکتها، بازدهی حدود ۵ تا ۱۰ درصدی نیز برای شاخص کل قابل تصور است. هرچند انتشار گزارشهای قویتر میتواند زمینه ثبت بازدهی بالاتر را فراهم کند.
رشد ۶۳ درصدی شاخص کل و بازدهی ۸۰ درصدی شاخص هموزن در پنج ماه گذشته حاصل موج صرفا هیجانی نیست و از ترکیب بهبود سودآوری شرکتها، گزارشهای مالی مناسب و کاهش مقطعی ریسکهای سیاسی ناشی شده است. بازار در نقطهای قرار دارد که ادامه مسیر صعودی آن به توان شرکتها در حفظ سودآوری و همچنین تحولات سیاسی و اقتصادی وابسته خواهد بود.
در چنین شرایطی، انتظار افتهای سنگین و شبیه به دورههای تاریخی گذشته چندان محتمل نیست اما سرعت رشد بازار نیز احتمالا نسبت به ماههای گذشته کاهش خواهد یافت مگر آنکه محرکهای بنیادی یا سیاسی تازهای به کمک بورس بیاید.
محمد غفوری: بازار سرمایه از ابتدای سال بازدهی مطلوبی در مقایسه با بازارهای رقیب به ثبت رسانده و با رشد حدود ۶۳ درصدی، پرچمدار بازدهی در میان این بازارها بود. این آمار نشان میدهد بازار سرمایه حتی با وجود بسته بودن برخی نمادهای شاخصساز و اثرگذار از جمله بخش قابلتوجهی از شرکتهای پتروشیمی و فولادی، کارنامه بسیار مطلوبی به ثبت رسانده است. این نمادها اثر قابلتوجهی بر شاخص کل دارند و بسته بودن آنها در بخشی از این دوره، اهمیت بازدهی ثبتشده در بازار سهام را بیشتر میکند.
بازار سرمایه طی سالهای اخیر با وجود ارزندگی قابلتوجه، تحتتاثیر شرایط مختلف نتوانسته بود بازدهی متناسبی را تجربه کند. شرکتها طی سالهای گذشته نوعی تورم پنهان را در قیمتها و ارزش داشتهاند و به نظر میرسد زمان آن رسیده بود که بازار بتواند بخشی از این ظرفیت را در قالب بازدهی نشان دهد. بازار تا اینجا عملکرد مناسبی داشته و در کوتاهمدت نیز در صورت نبود ریسک جنگی، میتواند سال جاری را به دورهای جذاب برای فعالان بازار سرمایه تبدیل کند.
در بازار سرمایه نمیتوان سطح تعادلی ثابت و مشخص تعریف کرد. قیمتها همواره تحتتاثیر موجهای خوشبینی و بدبینی نوسان میکنند. در مقاطعی بازار در اوج ارزندگی قرار داشته اما به دلیل نبود جریان پول، وارد روندی فرسایشی یا نزولی شده است. از سویی در شرایط فعلی بورس با وجود ابهامات سیاسی و اقتصادی در فضایی از خوشبینی قرار گرفته و مسیر صعودی را ادامه داده است.
تا زمانی که ورود پول به بازار ادامه داشته باشد و سیاست گذار نیز همانند دو سه ماه اخیر رویکرد حمایتی را حفظ کند، بازار میتواند به سطوح بالاتری دست پیدا کند. در کوتاهمدت، تثبیت شاخص کل بالای ۶ میلیون واحد اهمیت زیادی دارد و در صورت تحقق این موضوع، محدوده 6.5 میلیون واحد میتواند بهعنوان هدف بعدی شاخص در نظر گرفته شود.
در کنار جریان نقدینگی و ارزش معاملات، وضعیت ارزش دلاری بازار سرمایه نیز نشان میدهد نمیتوان بازار فعلی را در محدوده بیش ارزش گذاری شده ارزیابی کرد. ارزش دلاری بازار همچنان فاصله قابلتوجهی با سطوح تاریخی دارد و حتی محدوده ۱۵۰ میلیارد دلار نیز میتواند به عنوان یکی از سطوح قابل بررسی برای ارزش بازار در نظر گرفته شود.
این وضعیت با سال ۹۹ تفاوت اساسی دارد. در آن مقطع، ارزش دلاری بازار سرمایه در بالاترین سطح به بیش از ۴۵۰ میلیارد دلار رسیده بود در حالی که شرایط فعلی از این منظر قابل قیاس با آن دوره نیست. بنابراین در شرایط کنونی نمیتوان صرفا بر اساس رشد قیمتها نتیجه گرفت که بازار به محدوده گران یا بیشارزشگذاریشده رسیده است.
بورس پرس در بله : ble.ir/boursepress
انتهای پیام
- برچسب
- اخبار بورس
- بورس تهران
- بورس ایران
- سهام










