
انتقاد به راه اندازی صندوق ارزی در بورس با تضمین افزایش قیمت ارز
به گزارش پایگاه خبری بورس پرس، ابوالفضل گرمابی با انتشار یادداشتی با عنوان "حفاظت از پول یا سازگاری با کاهش ارزش پول؟ " در روزنامه شرق، اعلام کرد: بورس که رشد آن همیشه همراهی کاملی با تورم و کاهش ارزش پول ملی داشته، قرار است این بار در طرح مبتکرانه وزارت اقتصاد به حافظ ارزش پول ملی و کنترلکننده نرخ ارز تبدیل شود. بنا به ادعای وزیر اقتصاد، صندوقهای ارزی، مردمِ هراسان از کاهش ارزش داراییهای شخصی را ترغیب خواهند کرد تا دارایی ارزپایه و مصون از تورم بخرند.
برنامه این است که ضمن تثبیت نرخ ارز، نقدینگی وارد شده به صندوقهای ارزی، جذب بخش مولد اقتصاد شود. دو ادعایی که بررسی عملکرد بورس بهسادگی نادرستی آنها را آشکار میکند. گزارههایی مثل "بورس هر کشوری دماسنج اقتصاد آن است"، چنان بر تصمیمگیریهای اقتصادی سیطره دارد که خدشه واردکردن بر آنها به گناهی نابخشودنی تبدیل شده است در حالی که برخلاف تبلیغات فعالان بازار سرمایه، کارکرد اصلی بورس بههیچعنوان هدایت نقدینگی به سمت تولید نیست.
تقویت بخش مولد اقتصاد توسط بورس، بیشتر بر یک سوءتفاهم و جا زدن دو کارکرد متمایز بجای هم استوار است. در حالی که باید بین دو کارکرد تأمین مالی جدید برای تولید و خرید و فروش داراییهای موجود تفاوت گذاشت، مسئولان اقتصادی اغلب این دو را یکی میدانند یا حداقل در توجیه سیاستها، تفاوت بنیادین آنها را نادیده میگیرند.
تأمین مالی مستقیم شرکتها در بازار سرمایه عمدتا از مسیر انتشار اوراق بهادار جدید از جمله عرضه اولیه و افزایش سرمایه از محل آورده نقدی انجام میشود و این دو کانال هستند که قابلیت افزودن منابع جدید به شرکتها را دارند. بنابراین معاملات بورسی که شاخص کل و البته ارزش بازار را بالا میبرد، پولی وارد شرکتها نمیکند و فقط به جابجایی مالکیت داراییهای موجود بین سهامداران منجر میشود.
طبق گزارشهای بازار سرمایه، کل ارزش بازار از ابتدای سال تا کنون (23 شهریور) حدود 10 هزار تریلیون تومان افزایش پیدا کرده است. این در حالی است که در همین 6 ماهه تأمین مالی از محل عرضه اولیه و افزایش سرمایه از آورده نقدی فقط حدود 38 تریلیون تومان بود (!) که نسبت به کل رشد ارزش بازار تقریبا صفر است.
بههیچعنوان نمیتوان گفت بورس 10 هزار میلیارد تومان به تولید منتقل کرده است بلکه باید گفت اقتصاد شاهد نقدینگی فزاینده در حال گردش در حسابهای جاری فعالان بورسی است. این افزایش ارزش بازار که همان افزایش ارزش قیمت اسمی داراییها است، تابع عواملی چون سفتهبازی و انتظارات درباره رشد تورم و نرخ ارز است.
ارزش بازار یک موجودی قیمتگذاریشده است نه مقدار پولی که در طول دوره به شرکتها تزریق میشود. ارزش بازار تابع عوامل گفتهشده میتواند به صورت حبابی باد شود و در زمان خود بترکد که این ترکیدن نیز لزوما به معنای اتفاق منفی مشخصی در فضای واقعی تولید شرکتها نیست.
نمونه مشخص این اتفاق در تابستان 99 رخ داد، زمانی که ارزش بازار به اعدادی حدود سه برابر نقدینگی آن روز رسیده بود. یعنی اگر فرضا تمام اقتصاد بسیج میشد تا کمک کند سهامداران سهام خود را به قیمت روی تابلو بفروشند، باز هم نقدینگی ریالی کم میآمد. ریزش بازار در مرداد 99 موجب شد فعالانی که از بورس خارج شدند نقدینگی را به بازارهای ارز، طلا، مسکن و خودرو وارد کنند.
البته این ساز و کار همیشه برقرار است. اول از بانکها وام بگیرید، سهام بورسی بخرید و در نهایت زمانی که ارزش سهام بهنحو مطلوب متورم شده بود، فرار کنید. اگرچه بهجز فعالان بزرگ حقیقی برخی سهامداران خرد نیز میتوانند از این وضعیت منتفع شوند ولی مشخصا ارزش واقعی (تعدیلشده با تورم) دارایی عموم سهامداران کوچکتر میشود.
در حالی که تولید کالا و خدمات اقتصاد در دوره رشد حبابی بورس لزوما تغییر چندانی نکرده است، مدعیان خرید آن کالاها و خدمات با پولی که از متورمشدن ارزش بازار و متضررکردن عموم جامعه به جیب زدهاند به بازار کالاها وارد میشوند و مدعی خرید بخش بزرگتری از ارزش واقعی اقتصاد با قیمتهای بالاتر میشوند.
حال مسئول اقتصاد برای کنترل نرخ ارز از مردم میخواهد برای محافظت از دارایی در برابر تورم، واحدهای صندوق ارزی را خریداری کنند تا منابع جذب تولید شود. گویا طراحان این سیاست کوچکترین درکی از ساز و کار تورمزای بورس و بیارتباطی آن با بخش مولد اقتصاد ندارند و فقط به این میاندیشند که چند روزی با اثرات روانی این طرح نرخ ارز بازار را کنترل کنند.
این طرح بجای تثبیت ارزش پول ملی به مردم میآموزد چگونه خود را با روند فزاینده تورمی تطبیق دهند. برخلاف تصور سیاستگذار، هدایت نقدینگی به این صندوقها بجای اینکه ارزش دارایی مردم را تضمین کند در بلندمدت افزایش قیمت ارز را تضمین میکند. چون ارزش اسمی پرتفوی صندوق باید متناسب با ادعای سود سرمایهگذاران منبسط شود.
اگر افراد سهام صندوق ارزی را داشته باشند، طبیعی است که ارزش واحدهای صندوق باید با ارزش داراییهای داخل صندوق ارزی تغییر کند یعنی افزایش ارزش معادل ریالی دارایی صندوق مترادف کاهش ارزش پول ملی است. نکته پارادوکسیکال قضیه همین است که بجای اینکه این طرح تورم فزاینده و کاهش ارزش پول را حل کند، ابزاری مالی با مشارکت مردم میسازد به این امید که بتوانند خود را از تورمی که به آن دامن زدهاند به واسطه سرمایهگذاری در صندوق مصون کنند.
سیاستگذار عملا بجای اینکه تضمین کند ارزش پول مردم حفظ شود، ابزاری ایجاد کرده که بازدهی آن به افزایش قیمت ارز -کاهش ارزش پول ملی- گره خورده است. یعنی حفاظت از ارزش پول به نوعی به حفاظت از ارزش دارایی در برابر کاهش ارزش پول تبدیل خواهد شد. بنابراین صندوق ارزی بیش از آنکه ابزاری برای حل مسئله باشد، نشانه پذیرفتن مسئله به عنوان واقعیت دائمی است.
بورس پرس در بله : ble.ir/boursepress
انتهای پیام
- برچسب
- اخبار بورس
- بورس تهران
- بورس ایران
- سهام










