
دلایل رشد همزمان بورس، ارز و طلا + پیش بینی تداوم صعود شاخص
به گزارش پایگاه خبری بورس پرس، دو کارشناس بازار سرمایه ضمن ارزیابی رشد همزمان بورس، ارز و طلا در روزهای اخیر در گفت و گو با دنیای اقتصاد، تداوم روند رشد بورس را پیش بینی کردند.
فردین آقابزرگی: همه بازارهای دارایی رشد نسبی قیمت دارند. بورس در این میان بیشتر مورد توجه فعالان قرار دارد. بهطوری که حتی برخی افراد که هفته گذشته اقدام به فروش سهام کرده بودند یا در انتظار خرید مجدد یا به دنبال جایگزین کردن سهامی هستند که به فروش رساندهاند.
یکی از دلایل مهم این وضعیت را باید در تحولات غیراقتصادی و مذاکراتی جستوجو کرد. قرار بود این حوزه به توافق برسد اما بازخوردهای موجود نشان میدهد در کوتاهمدت امید چندانی به تحقق توافق وجود ندارد. همین مسئله در کنار افزایش عدمقطعیتها به رشد قیمت دلار و طلا منجر شده و بخشی از این سرمایههای خرد به سمت داراییها حرکت میکند.
البته تبدیل دارایی نقد در همه بازارها به یک اندازه آسان نیست. مسکن یکی از دشوارترین گزینهها از نظر نقدشوندگی است و پس از آن خودرو قرار میگیرد. چرا که در صورت تغییر شرایط سیاسی و تعیین تکلیف مذاکرات، احتمال تغییر جدی در چشمانداز این بازارها وجود دارد.
در بازار خودرو این انتظار وجود دارد که در صورت کاهش ریسکهای سیاسی و تغییر شرایط، واردات با حجم بالاتری انجام شود و همین موضوع میتواند بر قیمت خودرو اثر بگذارد. در بازار مسکن نیز نقدشوندگی همواره پایین بوده و در شرایط فعلی همچنان درباره امکان نقد کردن این داراییها تردید وجود دارد.
در مقابل، افزایش نرخ دلار و تشدید ریسکهای سیاسی، چشمانداز رشد قیمت ارز را پررنگتر کرده است. از سوی دیگر، استمرار محدودیت های تجاری و صادراتی و ابهام درباره درآمدهای حاصل از صادرات نفت نیز میتواند این انتظارات را تقویت کند. در نتیجه، ارزش دلاری بازار سهام همچنان در حال کاهش است و همین مسئله یکی از دلایلی است که میتواند سهامداران را دوباره به سمت بورس باز گرداند.
اگرچه شاخص کل بورس در حال رشد است اما همزمان ارزش دلاری بازار با افت مواجه شده است. بنابراین صرفا بر مبنای رشد ریالی شاخص نمیتوان درباره وضعیت بازار قضاوت کرد. ریال نیز به نوعی دارایی مالی است و سهام شرکتها نیز داراییهایی هستند که پشتوانه آنها زمین، ماشینآلات، تجهیزات، داراییهای عملیاتی و جریانهای درآمدی و سودآوری شرکتها است. زمانی که ارزش پول ملی تضعیف میشود، تبدیل نقدینگی و وجه نقد به انواع داراییها میتواند مورد توجه بیشتری قرار گیرد و بورس یکی از مهمترین بازارهای این تبدیل است.
نباید تصور کرد که رشد بورس بهصورت مداوم و بدون اصلاح ادامه خواهد داشت. حدود ۹۰درصد نمادها مثبت یا در صف خرید بودند و برخی نمادها نیز با رشد ۱۰ درصدی روبرو شدند درحالیکه در روزهای گذشته اصلاح قیمت و فشار فروش را تجربه کرده بودند. طبیعی است که چنین وضعیتی نمیتواند بهصورت مستمر ادامه داشته باشد و بازار در مسیر با اصلاح و نوسان نیز همراه خواهد شد.
به نظر میرسد روند کلی رشد بورس متوقف نخواهد شد. چرا که مؤلفهها و متغیرهای اقتصادی نشان میدهد، ارزش پول ملی تحت فشار قرار دارد. در چنین شرایطی، افزایش نرخ دلار باعث میشود تبدیل وجه نقد به داراییهای مالی و ثابت مورد توجه قرار گیرد. به همین دلیل، رشد بورس در دو روز اخیر تعجب نداشت.
شاخص کل دیروز تا محدوده 7.6 میلیون واحد نیز پیش رفته بود و سپس با افت مواجه شد. حتی عقبنشینی شاخص تا محدوده 7.150 تا 7.2 میلیون واحد در ابتدای هفته قبل نیز از نظر تکنیکال اتفاقی طبیعی بود. با توجه به مجموعه شرایط موجود، انتظار می رود پس از این اصلاح، روند رشد بازار بار دیگر ادامه پیدا کند.
ابراهیم سماوی: در شرایط عادی، بازارهای دارایی تا حدی رقیب یکدیگر هستند. افزایش جذابیت بازار سهام میتواند بخشی از منابع را از طلا و ارز خارج کند و افزایش نرخ سود بانکی نیز ممکن است سرمایه را از بازارهای پرریسک به سمت سپردهها و ابزارهای درآمد ثابت ببرد. با این حال، شرایط فعلی اقتصاد از این الگوی ساده فاصله گرفته است.
در محیط نسبتا با ثبات، سرمایهگذار میان بورس، طلا، ارز و اوراق بر اساس نسبت بازده و ریسک تصمیم میگیرد اما هنگامی که انتظارات تورمی افزایش پیدا میکند، مسئله بهتدریج از انتخاب میان بازارهای مختلف به انتخاب میان پول و دارایی تغییر میکند. در چنین شرایطی ممکن است دلار، طلا، سهام و حتی سایر داراییهای فیزیکی همزمان با تقاضا مواجه شوند.
زیرا انگیزه مشترک خریداران لزوما کسب بازده بیشتر نیست و بخش مهمی از تقاضا ناشی از تلاش برای حفظ قدرت خرید است. پول الزاما از طلا خارج نمیشود تا وارد بورس شود یا از بورس خارج نمیشود تا دلار خریداری شود بلکه بخشی از داراییهای نقد از نگهداری ریال فاصله میگیرد و میان چند بازار مختلف توزیع میشود.
دادههای پولی نیز این نگرانی را تقویت میکنند. طبق اظهارات رئیس بانک مرکزی و برآوردهای منتشره، نقدینگی در پنج ماه نخست سال نسبت به پایان سال گذشته حدود ۱۹ درصد افزایش یافته و رشد نقطهبهنقطه آن در مردادماه در محدوده ۵۴ درصد برآورد شده است. حجم بالای نقدینگی به معنای افزایش فوری قیمت تمام داراییها نیست اما زمانی که با نااطمینانی، افزایش سرعت گردش پول و تشدید انتظارات تورمی همراه شود، ظرفیت بالایی برای انتقال به بازار داراییها پیدا میکند.
در کنار رشد نقدینگی، مسئله کسری بودجه و نحوه تامین آن نیز برای بازار اهمیت ویژهای دارد. در شرایطی که هزینههای دولت تحت فشار قرار میگیرد و منابع درآمدی با محدودیت روبرو هستند، فعالان اقتصادی نسبت به احتمال انتقال بخشی از کسری به بانک ها و در نهایت پایه پولی حساستر میشوند. فرآیندی که در ادبیات عمومی از آن با عنوان چاپ پول ذکر میشود.
نکته مهم این است که بازارها برای واکنش به این موضوع منتظر انتشار آمار رسمی نمیمانند. اگر احتمال تامین پولی کسری بودجه در ذهن سرمایهگذاران افزایش یابد، انتظار رشد آینده نقدینگی و تورم میتواند پیش از تحقق واقعی آن در قیمت ارز، طلا و سهام منعکس شود. در بازار داراییها گاهی انتظار چاپ پول پیش از خود چاپ پول اثر میگذارد.
شرایط فعلی و افزایش ریسک سیاسی نیز ابعاد پیچیدهتری به این معادله داده است. افزایش ریسک سیاسی، محدودیتهای تجاری و اختلال احتمالی در صادرات و جریانهای مالی، سطح نااطمینانی اقتصاد را بالا میبرد. در سطح جهانی نیز تشدید تنشهای نظامی میتواند قیمت انرژی و نگرانیهای تورمی را تحتتاثیر قرار دهد.
اثر ریسک سیاسی بر بازارها خطی نیست. در مرحله نخست، افزایش ریسک سیاسی معمولا به افزایش تقاضای احتیاطی برای ارز و طلا منجر میشود و بازار سهام ممکن است به دلیل افزایش صرف ریسک، کاهش افق پیشبینیپذیری شرکتها و نگرانی از اختلال در فعالیت اقتصادی تحت فشار قرار گیرد.
اگر ریسک سیاسی به افزایش نرخ ارز و انتظارات تورمی منجر شود، پس از جذب شوک اولیه، بخشی از بازار سهام نیز میتواند از مسیر افزایش ارزش اسمی داراییها و درآمد شرکتها وارد فرآیند تعدیل شود. همین موضوع توضیح میدهد چرا ممکن است بورس در روزهای نخست یک شوک سیاسی افت کند اما مدتی بعد همزمان با دلار و طلا به مدار صعودی بازگردد.
در این میان، تصمیم سرمایهگذار در فضای ریسک سیاسی، تورم بالا و نوسان شدید، الزاما محصول محاسبه کاملا عقلایی و دقیق نیست. زیان گریزی یکی از مهمترین سوگیریهای رفتاری در چنین شرایطی است. مشاهده کاهش ارزش پول بهصورت روزانه در قیمت دلار و طلا، زیان ناشی از نگهداری وجه نقد را برای سرمایهگذار ملموستر میکند. در نتیجه، فرد ممکن است حاضر باشد برای فرار از زیان احتمالی ناشی از نگهداری ریال، ریسک بالاتری در بازارهای دارایی بپذیرد.
به این ترتیب، تقاضای دارایی نه فقط با هدف سودآوری بلکه با انگیزه جلوگیری از کاهش قدرت خرید شکل میگیرد. رفتار هیجانی نیز در چنین محیطی تشدید میشود. هنگامی که جامعه بطور مداوم افزایش قیمت ارز، طلا و سپس رشد بورس را مشاهده میکند، تصمیم افراد تحتتاثیر رفتار سایر سرمایهگذاران قرار میگیرد.
مشاهده صف خرید، افزایش ارزش معاملات یا جهش چند روزه یک بازار میتواند این تصور را ایجاد کند اطلاعاتی در اختیار دیگران قرار دارد که هنوز در قیمت بطور کامل منعکس نشده است. در نتیجه سرمایهگذار بجای اتکا به ارزشگذاری بنیادی، رفتار جمع را دنبال میکند. این ساز و کار میتواند در مراحل اولیه روند، ورود نقدینگی را تقویت کند و در مراحل بعدی به شکلگیری حرکتهای بیشواکنشی منجر شود.
ترس از جاماندن نیز در شرایط تورمی اهمیت بیشتری پیدا میکند. اگر فرد مشاهده کند طی مدت کوتاهی قیمت ارز، طلا و شاخص بورس افزایش یافته، هزینه روانی عدم حضور در بازار بالا میرود. بویژه در اقتصادی که تجربه تاریخی کاهش ارزش پول در حافظه سرمایهگذاران باقی مانده، رشد چندروزه قیمت داراییها میتواند خاطره دورههای قبلی جهش تورمی را فعال کند.
این همان جایی است که انتظارات تطبیقی وارد عمل میشوند. سرمایهگذار براساس تجربه گذشته فرض میکند آنچه پیشتر پس از افزایش نرخ ارز یا رشد نقدینگی اتفاق افتاده، احتمالا دوباره تکرار خواهد شد. بنابراین تلاش میکند زودتر دارایی بخرد. همین رفتار، بخشی از انتظاری را که در ابتدا صرفا ذهنی بوده به افزایش واقعی تقاضا تبدیل میکند.
بازار سهام نیز از این فرآیند مستثنا نیست. افزایش نرخ ارز میتواند ارزش جایگزینی دارایی شرکتها، درآمد ریالی بنگاههای صادراتی، ارزش موجودیها و نرخ فروش بسیاری از صنایع را افزایش دهد. در نتیجه حتی سرمایهگذاری که تمایلی به خرید مستقیم ارز ندارد، ممکن است سهام شرکتی را خریداری کند که دارایی یا درآمد آن از افزایش نرخ ارز منتفع میشود. به همین دلیل، دلار در اقتصاد تنها رقیب بورس نیست. در بسیاری از مقاطع، یکی از متغیرهای تعیینکننده ارزش اسمی بورس نیز محسوب میشود.
البته این موضوع به معنای آن نیست که هر رشد قیمتی در بورس نشاندهنده افزایش واقعی ارزش شرکتها است. اگر شاخص سهام ۱۵ درصد رشد کند اما نرخ ارز و سطح عمومی قیمتها در همان دوره با سرعت بیشتری افزایش یابد، بخش مهمی از رشد ریالی بورس تنها جبران کاهش ارزش پول است.
بررسی بازده بازارهای ایران در سالهای اخیر نیز نشان میدهد تفاوت قابلتوجهی میان بازده اسمی بازارها وجود داشته است. برای مثال در یک دوره پنجساله منتهی به شهریور ۱۴۰۵، رشد قیمت طلای ۱۸ عیار بسیار بالاتر از افزایش شاخص بورس گزارش شده است. از این رو در دورههای تورمی، تحلیل شاخص کل بدون مقایسه آن با دلار، طلا و تورم میتواند تصویر ناقصی از بازده واقعی سرمایهگذار ارائه دهد.
بورس پرس در بله : ble.ir/boursepress
انتهای پیام
- برچسب
- اخبار بورس
- بورس تهران
- بورس ایران
- سهام









