
دو نوع اصلى بازخرید سهام وجود دارد:
به گزارش پایگاه خبری بورس پرس،
دو نوع اصلى بازخرید سهام وجود دارد:
(1) نخست وضعیتى که شرکت وجوه نقد براى توزیع میان سهامداران در اختیار دارد، اما این وجوه را به جاى پرداخت سود سهام نقدى با بازخرید سهام میان سهامداران توزیع مىکند.
(2) وضعیتى که شرکت نتیجه مىگیرد در بافت سرمایهاش، حق مالى سهامداران، وزن زیادى را به خود اختصاص داده و از اینرو، شرکت از بدهى استفاده مىکند و با آن وجوه، سهام خود را بازخرید مىکند.
سهامى را که خود شرکت بازخرید مىکند، سهام خزانه مىنامند. اگر بخشى از سهام منتشره بازخرید شود، تعداد کمترى از سهام شرکت باقى مىماند. با فرض اینکه بازخرید سهام اثر نامطلوبى بر عایدات آتى شرکت نگذارد، عایدى هر سهم براى سهام باقىمانده افزایش مىیابد، و موجب افزایش قیمت سهم در بازار مىشود. در نتیجه، عایدات سرمایهاى جایگزین سود سهام نقدى مىشود.
در ایران، در حال حاضر، سهام خزانه یا بازخرید سهام توسط خود شرکت، قانوناً مجاز نیست، و شرکتهاى هلدینگ این کار را از طریق شرکتهاى تابعه خود انجام مىدهند. البته، به محض تهیه صورتهاى مالى تلفیقى، مشکل بروز مىکند، و کاهش سرمایه خود را نشان مىدهد. امید مىرود که در اصلاح قانون تجارت و قانون شرکتها، بازخرید سهام در حد معقولى قانونى شود تا هم شرکتها از مزایاى این ابزار استفاده کنند، و هم شفافیت صورتهاى مالى بیشتر شود، و شرکتها ناچار نباشند، چیزى را از سهامداران خود و بازار مخفى کنند.
بازخرید سهام به یکى از سه روش زیر معمولاً انجام مىشود: (١) شرکت سهامى عام مىتواند بهسادگى سهام خود را از طریق کارگزاران در بازار آزاد سهام بخرد. (٢) شرکت مىتواند اطلاعیه خرید سهام منتشر کند، و از سهامداران بخواهد که ظرف مدت معینى (معمولاً دو هفته) به قیمت تعیینشدهاى تقاضاى فروش خود را به شرکت ارسال کنند. اگر میزان تقاضا براى فروش بیشتر از مقدار موردنظر شرکت باشد، از سهامداران به نسبت سهامشان، سهام بازخرید مىشود. (٣) شرکت مىتواند به قیمت توافقى از یکى از سهامداران عمده، سهام را بازخرید کند. اگر قیمت توافقى است، باید دقت شود که خرید سهام از آن سهامدار عمده، مزیت خاصى تلقى نشود، و براى خرید انجام شده دلایل تجارى قانعکنندهاى وجود داشته باشد. مدیران تکساکو توسط آن دسته از سهامداران شرکت که از معامله تکساکو با باس برادرز Bass Brothers ناراضى بودند، به دادگاه کشانده شدند. در آن معامله ٦٠٠ میلیون دلار سهام از باس برادرز به قیمتى بسیار بالاتر از قیمت بازار، بازخرید شده بود. دادگاه مدیران را به این جرم محکوم کرد که چون مدیران تکساکو در معرض قبضه مالکیت (take-over) توسط باس برادرز بودهاند، چنین امتیازى به آن شرکت دادهاند تا دست از سرشان بردارد؛ درواقع، به آن شرکت باج دادهاند که مدیریت تکساکو سر جاى خود بماند.
مزایاى بازخرید سهام
مزایاى بازخرید سهام بدین شرح است:
١. اعلام بازخرید سهام معمولاً از طرف سرمایهگذاران به مثابه علامت مثبتى تلقى مىشود، زیرا که بازخرید سهام عمدتاً بر این اعتقاد مدیریت مبتنى است که سهام شرکت زیر ارزش است.
٢. سهامداران در روش توزیع وجوه شرکت از طریق بازخرید سهام قدرت انتخاب دارند: مىتوانند سهام خود را بفروشند یا سهام خود را نگاه دارند. در حالت پرداخت سود سهام نقدى، سهامداران مىباید سود سهام نقدى را دریافت کنند و مالیات آن را بپردازند. بنابراین، سهامدارانى که به وجه نقد نیاز دارند، مقدارى از سهام خود را مىفروشند، و سهامدارانى که به وجوه اضافى نیاز ندارند، سهام خود را حفظ مىکنند. از نقطهنظر مالیاتى، بازخرید سهام به هر دو گروه سهامداران اجازه مىدهد آنچه که مورد نظرشان است را انجام دهند.
٣. سومین مزیت این است که بازخرید سهام بخش عمدهاى از سهام روى میز بازار را جذب مىکند؛ سهامى که موجب شده بود قیمت هر سهم در سطح پایینى بماند.
٤. سود سهام در کوتاهمدت چسبندگى دارد، یعنى مدیریت به افزایش پرداخت سود علاقهاى ندارد، اگر نتواند در آینده پرداخت همان سطح از سود سهام را تعهد کند. علت آن است که کاهش پرداخت سود سهام علائم منفى به بازار مىدهد. از اینرو، اگر جریانهاى نقدى اضافى موقتى باشد، مدیریت ترجیح مىدهد این جریانهاى نقدى اضافى را از طریق بازخرید سهام میان سهامداران توزیع کند، نه اینکه سود سهامى را افزایش دهد که در آینده نمىتواند آن را حفظ کند.
٥. شرکتها مىتوانند از مدل سود باقىمانده براى تعیین سطح توزیع سود سهام هدف استفاده کنند، و آنگاه مقدار توزیع را بین دو جزء سود سهام و بازخرید سهام تقسیم کنند. نسبت پرداخت سود سهام نسبتاً پایین خواهد بود، ولى مقدار سود سهام پرداختى نسبتاً مطمئن خواهد بود، و در نتیجه کاهش تعداد سهام منتشره، سود سهام افزایش خواهد یافت. در این وضعیت شرکتها انعطافپذیرى بیشترى در تعدیل توزیع کل دارند، در صورتى که اگر این توزیع فقط به شکل سود سهام نقدى مىبود، انعطاف کمتر مىشد، چرا که بازخرید سهام مىتواند از سالى به سال دیگر تغییر کند، بدون اینکه علائمى منفى از خود بروز دهد. این رویه که توسط شرکت FPL انجام شد، بسیار قابل توصیه است، و دلیل اصلى افزایش قابلتوجه حجم بازخرید سهام در آن شرکت است.
٦. بازخرید سهام همچنین مىتواند باعث تغیرات بزرگ در بافت سرمایه مورد استفاده شود. به عنوان مثال، چندین سال قبل، در امریکا گروه ادیسون به منظور افزایش نسبت بدهى خود، تصمیم گرفت ٤٠٠ میلیون دلار از سهام عادى خود را بازخرید کند. بازخرید سهام براى شرکت ضرورى بود، چرا که اگر شرکت بودجهبندى سرمایهاى خود را فقط از طریق بدهى انجام مىداد، باز هم براى رسیدن به سطح بدهى موردنظر، به چندین سال وقت نیاز بود. شرکت ادیسون براى ایجاد تغییر سریع در بافت سرمایه خود، از بازخرید سهام استفاده کرد.
معایب بازخرید سهام
معایب بازخرید سهام به شرح ذیل است:
١. سهامداران ممکن است بین سود سهام نقدى و عایدات سرمایهاى بىتفاوت نباشند، و قیمت سهام ممکن است بیشتر تابع سود سهام نقدى باشد تا بازخرید سهام. روى سود سهام نقدى عموماً مىشود حساب کرد، ولى در مورد بازخرید سهام چنین نیست. حتى اگر شرکتى برنامه مشخص با ضابطهاى را براى بازخرید سهام اعلام کند، نظام مالیاتى غلط انباشت سرمایه مىتواند تهدیدى براى این مسئله باشد.
٢. سهامدارانى که سهام خود را مىفروشند ممکن است کاملاً آگاه به کلیه جوانب بازخرید سهام نباشند و یا اینکه اطلاعات کاملى از فعالیتهاى جارى و آتى شرکت نداشته باشند. هرچند عموماً شرکتها برنامههاى بازخرید سهام را از قبل اعلام مىکنند تا در معرض فراخوانده شدن احتمالى به دادگاه از طرف سهامداران نباشند.
٣. شرکتها ممکن است قیمت بسیار بالایى براى بازخرید سهام بپردازند که به ضرر سهامداران باقىمانده است. اگر سهام شرکت بهطور فعال در بازار مورد معامله قرار نگیرد، و اگر شرکت در صدد بازخرید حجم نسبتاً زیادى از سهام خود باشد، آنگاه ممکن است قیمت سهام بازخریدى در سطح بالاترى از سطح تعادلى خود قرار گیرد و پس از پایان عملیات بازخرید سهام، قیمت آن دوباره سقوط کند.
جمع بندى از مبحث بازخرید سهام
هنگامى که مزایا و معایب بازخرید سهام را روى هم رفته بررسى مىکنیم، به چه جمعبندىاى مىرسیم؟ خلاصه مطالب را مىتوان به شکل زیر جمعبندى کرد.
١. به علت نرخ کمتر مالیاتى عایدات سرمایهاى و مالیات معوق عایدات سرمایه تا زمان فروش سهام، در بسیارى از کشورها و منجمله در ایران، مزیت مالیاتى مهمى براى اجراى برنامههاى بازخرید سهام در مقایسه با پرداخت سود سهام نقدى، به مثابه راهى براى توزیع درآمد میان سهامداران، وجود دارد. چون بازخرید سهام وجه نقد براى سهامدارانى فراهم مىکند که به آن نیاز دارند، و کسانى که در حال حاضر به این وجوه نقدى نیازى ندارند، مىتوانند با تأخیر آن را دریافت کنند، مزیت بازخرید سهام دوچندان مىشود. از طرف دیگر، سود سهام نقدى مطمئنتر است و براى کسانى که نیاز به منبع درآمدى باثبات دارند، اهمیت بیشترى دارد.
٢. به علت اثرات علامتدهى به بازار، شرکتها نباید پرداخت سود سهام نقدى را تغییر دهند؛ این عمل اعتماد به شرکت را کاهش مىدهد، و اثرات نامطلوبى بر هزینه حقوق صاحبان سهام و قیمت سهام شرکت باقى مىگذارد. اما، جریانهاى نقدى در طول زمان، همانند فرصتهاى سرمایهگذارى تغییر مىکنند؛ همچنین از دیدگاه مدل سود باقىمانده، سود سهام نقدى «صحیح» نیز تغییر مىکند. براى حل مشکل، شرکتها مىتوانند سود سهام خود را در سطح پایین طورى تعیین کنند که فعالیت روزمره را تحتالشعاع قرار ندهد، و توان پرداخت داشته باشند؛ سپس، از بازخرید سهام بهطور مرتب کموبیش طورى استفاده کنند که توزیع وجوه اضافى ممکن شود. چنین رویهاى جریان سود سهام منظم و قابل اتکایى فراهم مىآورد، و بهعلاوه وجوه اضافى براى سهامدارانى فراهم مىشود که به آن وجوه نیاز دارند.
٣. بازخرید سهام همچنین هنگامى که شرکتى مىخواهد تغییرى بزرگ در بافت سرمایه خود ظرف مدت زمانى کوتاه بدهد، و یا مىخواهد وجوه حاصله از معاملهاى را توزیع کند که یکباره رخ داده (مثلاً فروش بخشى از شرکت) البته مفید است.
در کتابهاى درسى در گذشته توصیههاى فراوان شده که شرکتها بیشتر از بازخرید سهام استفاده کنند، و کمتر سود سهام نقدى بپردازند. افزایش حجم و تعداد بازخریدها در سالهاى اخیر نشان مىدهد که شرکتها خودنیز به چنین نتیجهاى رسیدهانده .







