
اثر چند متغیر مهم در معاملات بورس + معرفی صنایع آینده دار
به گزارش پایگاه خبری بورس پرس، علیرضا خانمحمدی با ارزیابی وضعیت بازار سرمایه در 30 روز گذشته به دنیای اقتصاد، اعلام کرد: در روزهای ابتدایی پس از جنگ، بسیاری از فعالان انتظار داشتند بورس با فشار فروش و افت قیمتها آغاز بکار کند تا هیجانات منفی تخلیه شود اما برخلاف این تصور، بازار از همان روزهای نخست در مسیر رشد قرار گرفت. این صعود بیش از هر چیز بر پایه عوامل بنیادی شکل گرفت و رشد شاخص از پشتوانه تحلیلی برخوردار بود.
گزارشهایی که در این مدت از شرکتها منتشر شد، تصویر مطلوبی از وضعیت بنگاههای بورسی ارائه کرد. تعداد گزارشهای مثبت بسیار بالا بود و بسیاری از شرکتها همچنان فروش دو تا سهبرابری نسبت به مدت مشابه سال قبل را ثبت کردند. علاوه بر این بهبود حاشیه سود شرکت ها نیز در صورتهای مالی مشهود بود.
از این رو، رشد قابلتوجه شاخص کل و بازدهی بسیاری از پرتفوها که در برخی موارد به حدود ۸۰ درصد نیز رسید، ناشی از تقویت عوامل بنیادی بود و بازار بر مبنای همین متغیرها توانست مسیر صعودی را توجیه کند. در کنار عوامل بنیادی، کاهش ریسکهای ژئوپلیتیک و فروکش کردن تنشهای نظامی نیز نقش مهمی در تغییر فضای بازار داشت.
آتشبس و سپس شکلگیری فضای تفاهم، چشمانداز مثبتی را پیش روی بازار سرمایه قرار داد و همین موضوع پشتوانه رشد بورس را تقویت کرد. به همین دلیل طی هفتههای اخیر ارزش معاملات مطلوب بود و ضمن تشکیل صفهای خرید، قیمت سهام رشد داشت. رشد بازار حاصل همزمان دو عامل مهم بهبود متغیرهای بنیادی شرکتها و کاهش ریسک جنگ بود.
از این مرحله به بعد باید چند متغیر کلیدی را با دقت دنبال کرد.نخستین متغیر، ارزش معاملات است. مادامی که ارزش معاملات خرد در سطوح بالاتر از ۲۰ هزار میلیارد تومان باقی بماند، میتوان نتیجه گرفت خروج نقدینگی معناداری رخ نداده است. پس از جنگ، ورود قابلتوجه پول حقیقیها به بورس ثبت شد و تا کنون بخش عمده این منابع از بازار خارج نشده است.
همین موضوع نشان میدهد سرمایهگذاران حقیقی و حقوقی همچنان نسبت به چشمانداز بورس خوشبین هستند و ادامه حضور این نقدینگی میتواند از روند صعودی حمایت کند.
متغیر مهم دیگر، تحولات سیاسی و اخباری است که درخصوص روند تفاهمها منتشر میشود. بازار نسبت به این موضوع حساسیت بالایی دارد. زیرا تجربه گذشته نشان داده ضربالاجلهای زمانی میتواند با تحولات غیرمنتظره همراه شود. هرچه این بازههای زمانی به پایان نزدیک تر شود، اگر اخبار مثبت و نشانههای روشنی از تداوم تفاهمها منتشر نشود، سطح ریسک بازار افزایش خواهد یافت و احتمال نوسانهای رفت و برگشتی در معاملات بیشتر میشود.
هرچند مقامات آمریکا از امکان تمدید این مهلت سخن گفتهاند اما بازار همچنان با احتیاط این تحولات را دنبال میکند. بحث تغییر نرخ سود بانکی نیز یکی از متغیرهای اثرگذار بر بازار سرمایه است. اگرچه بانک مرکزی و وزیر اقتصاد اعلام کردهاند برنامهای برای افزایش رسمی نرخ سود وجود ندارد اما شواهد نشان میدهد این موضوع همچنان بطور جدی مطرح است.
در عمل نیز نرخهای تامین مالی و بازدهی برخی صندوقها از ارقام رسمی بالاتر است و بخشی از نرخهای غیررسمی در حال رسمیت یافتن است. طبیعی است که افزایش نرخ سود میتواند با کاهش نسبت P/E شرکتها، فشار کوتاهمدتی بر بازار سهام وارد کند هرچند بازار به مرور خود را با این شرایط تطبیق خواهد داد.
از این پس، گزارش عملکرد شرکتها نقش تعیینکنندهتری در جهتدهی به معاملات خواهند داشت. گزارشهای ماهانه تولید و فروش، نرخهای فروش محصولات و صورتهای مالی شرکتها، مهمترین عواملی هستند که مسیر بازار را مشخص میکنند. هرچه زمان بگذرد، وزن تحلیلهای بنیادی در تصمیمگیری سرمایهگذاران افزایش خواهد یافت و شرکتهایی که عملکرد مطلوبتری داشته باشند، بیشتر مورد توجه قرار میگیرند.
یکی دیگر از موضوعاتی که باید زیر نظر داشت، نحوه قیمتگذاری محصولات از سوی دولت است. تا کنون محدودیتی برای افزایش نرخ متناسب با رشد هزینههای تولید ایجاد نشده و این موضوع به بهبود عملکرد شرکتها کمک کرده است. اگر سیاستهای گذشته و محدودیت های شدید قیمتی دوباره بازگردد، میتواند بر سودآوری بنگاهها اثر منفی بگذارد. در شرایط فعلی به نظر میرسد حمایت از تولید همچنان در دستور کار قرار دارد و احتمال بازگشت به سیاستهای گذشته چندان زیاد نیست.
ارزیابی وضعیت صنایع
بسیاری از شرکتها در قیمتهای ارزنده معامله میشوند و همچنان میتوان سهام ارزندهای را پایینتر از ارزش ذاتی پیدا کرد هرچند در مقابل، برخی نمادها نیز با قیمتهای بالاتر از ارزش واقعی معامله میشوند. بازار به تدریج در حال تفکیک این دو گروه است. شرکتهایی که گزارشهای ضعیفتری ارائه کردهاند یا بیش از ارزش ذاتی رشد کردهاند در حال اصلاح هستند و در مقابل، سرمایهها به سمت شرکتهایی حرکت میکند که از نظر بنیادی وضعیت مطلوبتری دارند.
صفهای خرید و فروش و معاملات متعادل مشاهده میشود که نشاندهنده حرکت بورس به سمت تعادل است. از این مرحله به بعد، گزارشهای مالی، وزن بیشتری در تصمیمگیری سرمایهگذاران خواهد داشت و جریان نقدینگی نیز بر همین اساس میان صنایع مختلف جابجا میشود.
در میان صنایع، گروه دارویی همچنان از جذابیت بالایی برخوردار است و صنعت غذایی نیز میتواند مورد توجه باقی بماند. در صنعت سیمان، رقابت در بورس کالا نسبت به گذشته کاهش یافته و عرضه تا حدودی از تقاضا سبقت گرفته است اما اگر در تابستان محدودیتهای برق یا سوخت باعث کاهش تولید شود، احتمال بازگشت رقابت و رونق دوباره سهام سیمانی وجود خواهد داشت. این صنعت اکنون در شرایط متعادل قرار دارد.
پالایشیها و پتروشیمیها از دیگر گروههای جذاب بازار هستند. مهمترین عاملی که میتواند مسیر این صنایع را تحتتاثیر قرار دهد، تحولات سیاسی و کاهش ریسکهای ناشی از جنگ است. هرچه احتمال بازگشت شرکتها به بازارهای جهانی و بهبود شرایط صادراتی بیشتر شود، چشمانداز این گروهها نیز روشنتر خواهد شد.
بازار سرمایه همچنان از منظر ارزشگذاری در شرایط مطلوبی قرار دارد. در کنار سهام گران، تعداد قابلتوجهی سهم ارزنده نیز وجود دارد و به نظر میرسد جریان نقدینگی به سمت شرکتهایی حرکت خواهد کرد که گزارشهای مالی قویتر و اثرپذیری کمتری از ریسکهای احتمالی دارند. همچنین گروههای بانکی، حمل و نقل دریایی و ریلی، گردشگری، دارویی و غذایی از جمله صنایعی هستند که در صورت تداوم کاهش تنشهای سیاسی، میتوانند همچنان مورد اقبال سرمایهگذاران قرار گیرند.
بورس پرس در بله : ble.ir/boursepress
انتهای پیام
- برچسب
- اخبار بورس
- بورس تهران
- بورس ایران
- سهام







