
کارنامه 8 ماهه چادرملو از بهبود همزمان شاخصهای عملیاتی و مالی حکایت دارد
به گزارش پایگاه خبری بورس پرس، ناترازی انرژی، معادله تولید در صنایع معدنی و فولادی را از تولید بیشتر به ارزشآفرینی با منابع کمتر تغییر داده است. در این میان، کارنامه 8 ماهه چادرملو از کاهش مصرف برق، گاز و آب همزمان با رشد درآمد حکایت دارد. روندی که نشان میدهد مدیریت منابع در کنار توسعه ظرفیت، میتواند به بخشی از معادله رقابتپذیری صنعت تبدیل شود.
بر اساس این گزارش در صنعت معدن و فولاد ایران، انرژی دیگر صرفا یکی از نهادههای تولید نیست و به متغیری تعیینکننده در سودآوری و تداوم فعالیت بنگاهها تبدیل شده است. محدودیت برق در تابستان و گاز در زمستان، شرکتهای معدنی و فولادی را با انتخاب دشوار مواجه کرده است. افزایش هزینه برای حفظ تولید یا کاهش مصرف و ارتقای بهرهوری برای کاستن از آثار ناترازی انرژی.
در چنین شرایطی، عملکرد چادرملو نمونهای قابلتوجه از امکان خلق ارزش بیشتر با مصرف کمتر منابع است. این شرکت در 8 ماه سال، همزمان با بهبود عملکرد درآمدی، مصرف برخی نهادههای اصلی را کاهش داده است. مصرف برق و گاز چادرملو در این دوره ۴ و ۱۱ درصد کاهش یافته و مصرف آب نیز ۲۵ درصد کمتر شده است. اهمیت این ارقام زمانی بیشتر میشود که کاهش مصرف با رشد درآمد همراه است.
"کچاد" در مرداد فروش ۱۰.۹ هزار میلیارد تومانی را ثبت کرده که نسبت به مدت مشابه سال گذشته، ۵۷.۸۹ درصد افزایش نشان میدهد. این عملکرد در شرایطی رقم خورده که صنایع در تابستان با محدودیتهای ناشی از ناترازی انرژی مواجه بودند و همزمان، شرایط جنگی و اختلالات ایجادشده در مسیر صادرات، فشار مضاعفی بر فعالیت شرکتهای معدنی و صنعتی وارد کرده است.
مدیریت منابع برای افزایش بهرهوری
عملکرد چادرملو نشان میدهد مدیریت مصرف منابع در این شرکت صرفا بهمعنای کاهش هزینهها یا محدود کردن مصرف نیست بلکه بخشی از یک رویکرد گستردهتر برای افزایش بهرهوری است. کاهش همزمان مصرف برق، گاز و آب در کنار رشد درآمد، نشان میدهد شرکت توانسته از منابع موجود، ارزش اقتصادی بیشتری ایجاد کند. نقطه تمایز بهرهوری از صرفهجویی همینجا است.
صرفهجویی به کاهش مصرف منجر میشود اما بهرهوری یعنی تولید ارزش بیشتر با مصرف کمتر منابع. از این منظر، کاهش ۴ درصدی مصرف برق، ۱۱ درصدی گاز و ۲۵ درصدی آب در کنار رشد قابل توجه فروش، میتواند نشانهای از حرکت چادرملو بهسمت مدیریت هوشمند منابع و مقاومسازی تولید در برابر محدودیتهای انرژی باشد. رویکردی که در شرایط ناترازی انرژی، میتواند به یکی از مزیتهای رقابتی صنایع معدنی و فولادی تبدیل شود.
صرفهجویی بهتنهایی میتواند حاصل کاهش فعالیت یا توقف بخشی از خطوط تولید باشد اما وقتی مصرف انرژی و منابع کاهش پیدا و در همان زمان درآمد رشد میکند، میتوان از بهبود بهرهوری سخن گفت. مسئله فقط کمتر مصرف کردن نیست، شرکت باید بتواند از هر واحد انرژی، آب، مواد اولیه و سرمایه، ارزش اقتصادی بیشتری خلق کند.
آمارهای چادرملو از این منظر قابلتوجه است. کاهش ۴ و 11 درصدی مصرف برق و گاز در صنعتی که وابستگی بالایی به انرژی دارد، اتفاق کوچکی نیست. بخصوص آنکه کاهش مصرف در شرایطی رخ داده که ناترازی انرژی به یکی از مهمترین ریسکهای عملیاتی صنعت فولاد تبدیل شده است.
آب حلقه دیگر بهرهوری
در کنار این دو شاخص، کاهش ۲۵ درصدی مصرف آب نیز اهمیت ویژهای دارد. صنعت فولاد علاوه بر انرژی با محدودیت منابع آب نیز مواجه است و کاهش مصرف آب میتواند هم هزینههای عملیاتی و هم ریسکهای ناشی از محدودیت منابع را کاهش دهد. این عدد نشان میدهد کاهش مصرف منابع الزاما به کاهش ارزشآفرینی شرکت منجر نشده است.
برعکس چادرملو توانسته در کنار کاهش مصرف برخی نهادههای کلیدی، عملکرد درآمدی را نیز بهبود دهد. کاهش مصرف منابع و رشد درآمد، نشانهای مهم از حرکت شرکت به سمت مدیریت کارآمدتر منابع است. مسئله انرژی برای صنعت فولاد فقط افزایش هزینه برق و گاز نیست. قطع یا محدود شدن انرژی میتواند تولید را متوقف کند و هزینههای دیگری مانند توقف خطوط، راهاندازی مجدد تجهیزات، کاهش راندمان و برهم خوردن برنامه تولید را به شرکت تحمیل کند. بنابراین کاهش مصرف انرژی، دو مزیت همزمان ایجاد میکند: کاهش هزینه و کاهش آسیبپذیری در برابر ناترازی.
مزیت در سراسر زنجیره
برای شرکتی مانند چادرملو که زنجیرهای از فعالیتها را از استخراج سنگ آهن تا تولید محصولات صنعتی و فولادی در اختیار دارد این موضوع اهمیت بیشتری پیدا میکند. مدیریت منابع در یک حلقه میتواند بر هزینه و عملکرد حلقههای دیگر اثر بگذارد. در چنین ساختاری، حتی یک درصد کاهش مصرف انرژی در یک فرآیند در صورت حفظ سطح تولید، میتواند در مقیاس کل زنجیره به کاهش هزینه تمامشده منجر شود.
چرا این اتفاق برای صنعت فولاد مهم است؟ صنعت فولاد نمیتواند همواره افزایش قیمت محصول را بهعنوان راهحل جبران افزایش هزینهها در نظر بگیرد. قیمتهای جهانی، رقابت در بازارهای صادراتی و محدودیت قدرت خرید در بازار داخلی، اجازه نمیدهد شرکتها هر افزایش هزینهای را به مصرفکننده منتقل کنند. در نتیجه بخشی از رقابتپذیری آینده صنعت از مسیر کاهش هزینه تولید خواهد گذشت اما نه الزاما با کاهش دستمزد یا کاهش فعالیت بلکه از مسیر افزایش راندمان، کاهش اتلاف و مدیریت مصرف منابع.
وقتی ظرفیت کافی نیست
عملکرد چادرملو در 8 ماه سال از همین منظر قابلتوجه است. برق ۴ درصد کمتر، گاز ۱۱ درصد کمتر، آب ۲۵ درصد کمتر و درآمد ۲۶ درصد بیشتر. این اعداد را میتوان بهعنوان یک تصویر ساده از تغییر مدل اقتصادی صنعت خواند. مدلی که در آن رشد دیگر فقط بهمعنای تولید بیشتر نیست بلکه بهمعنای خلق ارزش بیشتر از منابع محدود است. البته بهرهوری بهمعنای چشم پوشی از توسعه زیرساختهای انرژی نیست.
کاهش مصرف بهتنهایی نمیتواند مشکل ناترازی انرژی صنعت را حل کند. شرکتهای معدنی و فولادی همچنان به سرمایهگذاری در نیروگاه، انرژیهای تجدیدپذیر، زیرساخت شبکه و فناوریهای کممصرف نیاز دارند. چادرملو نیز در همین مسیر، علاوه بر برنامههای بهرهوری، پروژههای متعددی را دنبال میکند. این شرکت دهها پروژه جاری و پیشران در دست اجرا دارد، پروژههایی که از نیروگاه سیکل ترکیبی اردکان و گندله سازی شماره۲ تا کارخانه ذوب سرمد ابرکوه، کارخانه فروآلیاژها و کارخانه نسوز را دربرمیگیرد. پروژه نیروگاه خورشیدی ۱۰۰مگاواتی نیز در این مجموعه دنبال میشود.
معیار تازه رقابت صنعتی
این ترکیب نشان میدهد راهبرد مقابله با بحران انرژی تنها کاهش مصرف نیست بلکه باید همزمان دو مسیر دنبال شود مصرف بهینهتر و دسترسی مطمئنتر به انرژی. آنچه تجربه چادرملو را مهم میکند، تنها کاهش مصرف برق، گاز یا آب نیست. اهمیت اصلی در این است که این کاهش مصرف همزمان با رشد درآمد رخ داده است. در اقتصادی که انرژی ارزان و پایدار دیگر یک فرض قطعی نیست، شرکتهایی که بتوانند با مصرف کمتر، ارزش بیشتری ایجاد کنند بهتدریج از مزیت رقابتی برخوردار خواهند شد.
این مزیت تنها در صورتحساب انرژی دیده نمیشود. کاهش مصرف بهمعنای کاهش آسیبپذیری در زمان محدودیت برق و گاز، کاهش ریسک توقف خطوط، کاهش هزینههای عملیاتی و در نهایت افزایش قدرت رقابت شرکت است.
از این منظر، عددهای چادرملو یک پیام روشن برای کل صنعت معدن و فولاد دارند، ۴ درصد کاهش مصرف برق، ۱۱ درصد کاهش مصرف گاز و ۲۵ درصد کاهش مصرف آب، زمانی اهمیت واقعی پیدا میکنند که در کنار رشد ۲۶ درصدی درآمد قرار بگیرند. این همان نقطهای است که صرفهجویی به بهرهوری تبدیل میشود. در نهایت، مزیت رقابتی صنعت فولاد در سالهای آینده تنها به این بستگی نخواهد داشت که چه شرکتی ظرفیت تولید بیشتری دارد بلکه به این بستگی دارد که چه شرکتی میتواند از هر واحد انرژی، آب، ماده اولیه و سرمایه، ارزش بیشتری خلق کند.
اگر این روند در چادرملو از یک برنامه مقطعی به سیاست دائمی در کل زنجیره تولید تبدیل شود، بهرهوری منابع میتواند از شاخص عملیاتی فراتر رفته و به یکی از پایههای اصلی سودآوری، تابآوری و رقابتپذیری این شرکت و صنعت فولاد ایران تبدیل شود.
بورس پرس در بله : ble.ir/boursepress
انتهای پیام









